نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٩
نظرات

پاداش ملوکانه بریتانیا به فتنه گران
سران مقیم خارج وزیر اطلاعات در گفت وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران در خصوص اظهارات اخیر رئیس دستگاه جاسوسی انگلیس ام آی6 گفت: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز سرویس های جاسوسی و اطلاعاتی استکبار به دلیل ضعف های شان در صدد جذب جاسوس بوده اند.
مصلحی با بیان اینکه تمام گروه هایی که اقدامات تروریستی و به اصطلاح جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران انجام می دهند، یا شعبه اصلی شان در انگلیس است یا یکی از شعبه های اصلی خود را در این کشور دارند، اظهار داشت: در حال حاضر مجموعه ای از افراد مرتبط با فتنه 88 امروز در لندن به سر می برند و از طریق ارتباط با برخی مجامع علمی این کشور، درصدد دریافت مدرک دکترا می باشند که در واقع این امتیازات، پاداشی به اقدامات فتنه گرانه آنها است که توسط سیستم حکومتی انگلیس به آنها اعطا شده است. وی با اشاره به به تهدیدات آمریکا علیه ایران اذعان داشت: در مقابل این تهدیدات می بایست مجامع بین المللی اولین واکنش ها را نشان داده. ولی از آنجا که مجامع بین المللی خود دست نشانده کشورهای استکباری هستند به دنبال ایفای حقوق کشورهای مختلف نبوده و در مقابل تهدیداتی مانند آنچه آمریکا در قبال ایران انجام می دهد سکوت اختیار می کنند. مصلحی با اشاره به تهدیدات آمریکا علیه ایران گفت: در طول سی و دو سالی که از انقلاب گذشته آمریکا و متحدانش با شکست در استفاده از حربه هایی که علیه کشورمان به کار برده اند، متوجه شده اند که در مقابل این انقلاب راه به جایی نبرده و نخواهند برد. وی با بیان اینکه، این انقلاب راه خود را پیدا کرده و مسیر خود را با قدرت و سرعت می پیماید اذعان داشت: عصبانیت آمریکا و متحدانش از این سرعت است و جنگ نرمی که علیه ایران آغاز کرده اند نیز در واقع تدافعی بوده و جنبه دفاعی دارد.
وزیر اطلاعات با بیان اینکه، گروه های تروریستی به دلیل نداشتن اصالت و جایگاه مردمی و وصل نبودن به منبع پویا و جاری دست به سوی استکبار دراز کرده، لذا محکوم به شکست می باشند، گفت: زمانی که جریانی به منبع پویا و جاری وصل نباشد و جایگاه مردمی نداشته باشد به شکست خواهد انجامید. وی افزود: دستگاه اطلاعاتی برای دفاع از انقلاب و نظام اسلامی حد و مرزی را قائل نیست و معتقد است که هرجا که استکبار با نظام اسلامی ما درگیر شود باید در مقابلش ایستادگی کرد.


برچسب‌ها: سیاسی, جنگ نرم
نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٩
نظرات

گزارشی از دیدار سه کودک فقیر با رهبرمعظم انقلاب


سایت خبری الف گزارشی از دیدار سه کودک فقیر را با مقام معظم رهبری در قم منتشر کرده است که در ذیل می آید:
بعد از نماز مغرب بود. آقا داشتند با چند نفر از علما دیدن می کردند. بحث خیلی جدی بود. ناگهان یکی از محافظ ها با دو دختر بچه آمد داخل. بچه ها بدجوری گریه می کردند. آب دماغ شان آویزان بود. هق هق می کردند. محافظ گفت: آقا ببخشید. اینها اینقدر گریه کردند که دیگر کسی حریف شان نشد. آمدند شما را ببینند. آقا نگاه تفقدآمیزی کردند و دست روی سر دختر کوچکتر کشیدند. احوالپرسی کردند اسم شان را پرسیدند. بچه ها خود را روی دست آقا انداختند، عقده دل شان را خالی کردند.
دو دختر که کنار رفتند یک پسر بچه شش ساله پشت شان بود. یک پسر بچه با یک زیرپوش آبی رنگ کهنه و چفیه ای به دور گردن. آقا پرسیدند: شما هم برادر این هایی؟
پسر سر را به آسمان پرتاب کرد و نزدیک آقا شد. شروع کرد در گوش آقا صحبت کردن. آقا به دقت گوش می داد. اخم ها را توی هم کشیدند و سر بلند کردند. پرسیدند: آقای نجات کجا هستند؟
همه تعجب کرده بودند. مگر این پسرک چه در گوش رهبر گفته بود که آقا رئیس کل سپاه ولی امر را صدا کرده؟! آقای نجات آمد. آقا گفتند: ببینید این آقا پسر چه می گویند، پیگیری کنید و به من خبر دهید.
نجات دست بچه را گرفت و به گوشه حسینیه رفت. پسرک یک دقیقه ای هم با نجات صحبت کرد. ناگهان نجات هم بلند شد. از قیافه اش معلوم بود که او هم گیج شده است. فرید جلو رفت. گفت چی شده؟ چی میگه؟
نجات گفت: میگه پدرم معتاد بوده. یک سال پیش همه چیزمان را برداشته و رفته. ما چند وقتی توی همان خانه که بودیم زندگی کردیم. اما بعد چند مدت صاحبخانه بیرون مان کرد. توی میدان هفتاد و دو تن چادر زده بودیم که دو ماه پیش شهرداری از آنجا هم بیرون مان کرد. این چند وقت را شبها در حرم می خوابیدیم اما از وقتی که آقا آمده و حرم را حسابی می گردند شب ها ما را از آنجا بیرون می کنند. الأن چند شب است که ما توی خیابون می خوابیم.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٩
نظرات

دروغ بزرگ در قالب ایمیل های مشکوک!

ایمیل های مشکوکمرزهای سیاسی امروز کشورها جزو قوانین و مقررات جدید بشری است که پدیده ای نوظهور به حساب می آیند. در گذشته، مردم یک سرزمین یا تابع یک امپراطوری (مانند ایران و روم) و یا جزو یک دولت شهر (یونان قدیم) و یا زیرمجموعه حاکمانی محلی و ملوک الطوایفی بودند که امروزه تقریباً همه این نوع اشکال سرزمینی و حکومتی از بین رفته است و دیگر وجود خارجی ندارد. کشور بزرگ ایران نیز با از دست دادن بسیاری از سرزمین های خود در گذشته، به شکل امروزی درآمده است و آن سرزمین های از دست رفته، امروز خود کشورهای مستقلی را تشکیل می دهند که البته جدایی این سرزمین ها به علت بی کفایتی و بی عرضگی شاهان قاجار و پهلوی بوده است، حال چه در جنگ (جنگ های ایران و روس در دوران قاجار) و در پی قراردادهای تحمیلی ای چون گلستان، ترکمانچای و آخال که در زمان قاجار انجام شد و یا جدایی کوه های آرارات و بحرین از ایران که در دوران رضاخان و محمدرضا پهلوی و به جهت بی کفایتی ایشان از ایران جدا شدند. البته امروز دیگر جدا شدن این سرزمین ها از ایران، محل بحث و غرض این نوشتار نیست بلکه هدف از این مقدمه طولانی، ایمیل های مشکوکی است که مدتی است در فضای مجازی اینترنت دست به دست می چرخد، ایمیل هایی با این مضمون: «اعتبار «عهدنامه ترکمانچای» امسال به اتمام می رسد و قانوناً جمهوری آذربایجان باید به ایران برگردد، چون طبق این عهدنامه آذربایجان شمالی را به مدت صد سال به روسیه داده اند که امسال آخرین سال است مگر اینکه دولت کنونی آن را تمدید کند... لطفاً اطلاع رسانی کنید.» برای پاسخ به این ادعاهای مشکوک در این ایمیل باید گفت:

1) در هیچ کجای عهدنامه ترکمانچای که در 16 فصل تنظیم شده و به امضای سران وقت دو کشور ایران و روس رسیده است، هیچ تاریخی برای پایان این قرارداد و یا واگذاری 100 ساله آذربایجان شمالی به روس ها ذکر نشده است و لذا این ادعاها و ادعای اینکه امسال سال آخر واگذاری آذربایجان شمالی به روس هاست! واقعیت ندارد.

2) برابر سند موجود قرارداد ترکمانچای، تاریخ انعقاد قرارداد ترکمانچای 21 فوریه 1828میلادی است. یعنی 182 سال از تاریخ بسته شدن این قرارداد می گذرد و این بدین معناست که اگر حتی زمان 100 سال واگذاری آذربایجان شمالی به روس ها که در این ایمیل ادعا شده است، واقعی بود، بایستی در 82 سال قبل، یعنی دوره رضاخان (1307 هـ ش) به ایران باز می گشت نه امروز و دولت کنونی!

اما اهدافی که در پس این ایمیل مشکوک دنبال می شود بدین شرح است:
الف) برانگیختن حساسیت دولتمردان آذربایجان و به تبع، ایجاد تیرگی در روابط دو کشور ایران و آذربایجان
ب) ایجاد فشار و زدن اتهام بی کفایتی به دولت احمدی نژاد در داخل کشور با این فرض که دولت وی ظاهراً حاضر به بازگرداندن آذربایجان شمالی به ایران نیست!
ج) زنده کردن حس ملی گرایی در بین مردم به ویژه مردم مناطق آذری نشین کشورمان با این نگاه طراحان این ایمیل که در پس آن، مشکلاتی در داخل و خارج کشور برای دولتمردان مان ایجاد خواهد کرد.
د) نکته آخر و مهم این است که ما باید بپذیریم که به جهت بی کفایتی شاهان گذشته، بسیاری از بخش های کشورمان از ایران جدا شده و آنچه که امروز به عنوان کشور ایران به جا مانده است، سرزمینی است که باید از آن حراست و پاسداری کنیم و به یاد داشته باشیم که مرزهای سیاسی امروزی، هیچ گاه باعث جدایی مردمی که دارای تاریخ، فرهنگ، دین مشترک با سرزمین مادری شان (ایران) داشته و دارند، نخواهد شد.


برچسب‌ها: جنگ نرم, ایران
نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : سه‌شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٩
نظرات

نگاهی به حواشی نمایش بزرگترین فیلم تاریخ سینمای ایران

فیلم قرآنی «ملک سلیمان» به کارگردانی شهریار بحرانی در رقابت با سایر فیلم های فصل اخیر اکران سینماها به برتری دست یافت.
درحالی که در ماه های اخیر حضور مردم در سالن های نمایش فیلم به سردی گرایید و حتی فیلم های کمدی نیز به ورشکستگی اقتصادی رسیدند، «ملک سلیمان» توانست به این فضا گرمی بخشیده و آن را بهبود نسبی دهد. به طوری که هم اکنون، این فیلم مذهبی در رأس فروش سینماهای کشور قرار دارد.
عوامل متعددی را می توان در موفقیت نسبی «ملک سلیمان» برشمرد. زیرا این فیلم دارای شاخصه های ممتاز و بی نظیری در سینمای ایران است. «ملک سلیمان» اولین فیلم دیجیتالی تاریخ سینمای ایران است که از پیشرفته ترین جلوه های ویژه سینمایی، مشابه سطح اول سینمای جهان برخوردار است. می توان این اثر را بزرگترین فیلم تاریخ سینمای ایران از منظر پروداکشن (تولید) دانست. ضمن این که اولین فیلم راهبردی سینمای ایران با مضمونی آخرالزمانی است. «ملک سلیمان» روایتی قرآنی از حکومت و مبارزات سلیمان نبی(ع) است که تصویری جامع و کامل از شرایط سیاسی و اجتماعی امروز ایران نیز ارائه می دهد. زیرا محور اصلی محتوای این فیلم، فتنه است.
به همین دلائل، با این که «ملک سلیمان» تبلیغات شهری و تلویزیونی گسترده ای ندارد، اما به دلیل تبلیغات داشتن شاخصه های تکنیکی استاندارد و والا و همچنین تطبیق محتوایی با فطرت انسانی، با استقبال خوبی از سوی مخاطبان مواجه شده است.
چنانکه نتایج نظرسنجی های مختلف نشان از رضایت بیش از 90 درصدی مخاطب از این فیلم دارد. به طوری که در آخرین نظرسنجی که توسط برنامه تلویزیونی هفت انجام شد، 57 درصد از بینندگان این فیلم را عالی و 15درصد آن را خوب توصیف کردند. همچنین براساس نظرسنجی خبرگزاری فارس 75 درصد فیلم را خیلی خوب و 8 درصد نیز آن را خوب دانستند.
نکته قابل تأمل در استقبال مردمی از «ملک سلیمان» حضور بخشی از مردم در سالن های نمایش این فیلم است که کمتر به سینما می روند، یا اصلاً نمی روند. به عبارت بهتر، این فیلم قرآنی سبب آشتی مجدد بخشی از مردم با سینما شده است.
فیلم قبلی شهریار بحرانی «مریم مقدس» نیز با آشتی موقت مردم با سالن های سینما به فروش خیره کننده ای دست یافته بود. شاید بتوان «ملک سلیمان» را پس از مریم مقدس اولین فیلم جدی سینمای ایران در یک دهه اخیر دانست که با استقبال مردمی مواجه شده است.
با این حال «ملک سلیمان» نیز با مخالفانی جدی مواجه است. این مخالفت سازمان یافته محدود به برخی کاستی ها و ضعف های ساختاری اثر نیست. زیرا در عالم هنر به ندرت می توان اثری را یافت که هیچ نقطه ضعفی نداشته باشد. وجود ضعف های اندک در یک فیلم به تنهایی دلیلی برای کارشکنی و مخالفت با یک فیلم نیست.
از این رو می بینیم که برخلاف مردم عادی که استقبال پر شور و گرمی از این فیلم نموده اند، یک جریان خاص بر ضد این فیلم عمل می کند. تا آنجا که تهیه کننده فیلم از اقدامات تخریبی بر ضد اندک تبلیغات شهری «ملک سلیمان» خبر داد و اکثر نشریات تخصصی سینمایی که در انحصار نویسندگان و منتقدان فراماسون و غربگرا هستند، با سکوت از کنار این فیلم مهم گذشتند. این نشریات با اینکه صفحات زیادی را به سایر فیلم های همزمان اکران شده با ملک سلیمان اختصاص داده اند، برای این فیلم قرآنی سهم اندکی را قائل شده اند.
در پایان این که «ملک سلیمان» نشان داد یک فیلم اگر به مخاطب خودش احترام بگذارد و ساختار قدرتمند را با محتوای متعالی در هم آمیزد، می تواند هم به رونق چرخه اقتصادی سینما کمک کند و هم موجب ارتقای آن شود.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : یکشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٩
نظرات
نگاهی به فیلم «از پاریس با عشق»

موج اسلام هراسی در هالیوود روز به روز در حال گسترش است. به طوری که دیگر باید آن را یک اتفاق عادی و قابل انتظار دانست. تا آنجا که فیلم های به ظاهر سرگرم کننده و عامه پسند هالیوودی هم رویه ضد اسلامی را در پیش گرفته اند. r>«از پاریس با عشق» به کارگردانی «پیر مورل» جدیدترین محصول سینمای آمریکا با چنین رویکردی است که در ژانر اکشن و حادثه ای تولید شده. داستان فیلم درباره تلاش یک مأمور سازمان سیا و همکارش در فرانسه برای تأمین امنیت سفر یک هیئت آمریکایی به پاریس است. او در این مأموریت از توطئه یک گروه تروریستی آگاهی می یابد. وی آنها را ردگیری می کند و می بیند که یک گروه اسلامی هستند. در ادامه حتی متوجه می شود که معشوقه اش نیز از همکاران این گروه است. در مهیج ترین بخش فیلم، مأمور آمریکایی و همکارش یکی از اعضای گروه اسلامی را درحالی که قصد دارد با عملیات استشهادی هیئت آمریکایی را از بین ببرد، نابود می کنند. اما این پایان کار نیست. در محل حضور گروه آمریکایی نیز معشوقه اش را می بیند که با لباس مبدل و بستن کمربند انفجاری به آنجا آمده، اما در آخرین لحظه و قبل از این که آن دختر دکمه انفجار را فشار دهد، مأمور آمریکایی احساساتش را زیر پا می گذارد و او را می کشد.
«از پاریس با عشق» یک فیلم زیر متوسط محسوب می شود که به جز صحنه های حادثه ای و زد و خوردهایش، از نظر تکنیکی و هنری حرف دیگری برای گفتن ندارد. فیلمنامه این اثر نیز برمبنای یک فرمول تکراری و بارها به تصویر کشیده شده، شکل گرفته است. به طوری که محور آن توطئه های یک گروه خرابکار برای آسیب زدن به غرب و مقابله مأموران غرب با آنهاست. روایتی که در بسیاری از فیلم های هالیوودی به تصویر کشیده شده است. از جمله سریال «24» ، «سیریانا» و ... البته فیلمنامه دچار ضعف های زیادی هم هست. به عنوان نمونه صحنه پایانی فیلم که دختر با کمربند انفجاری در محل گردهمایی سیاستمداران آمریکایی حضور پیدا می کند. این درحالی است که در این گونه برنامه ها معمولاً حضار و شرکت کنندگان مورد بازرسی و کنترل قرار می گیرند، اما در این فیلم یک تروریست به سادگی وارد چنین محلی می شود.

تصویر سازی مسلمانان

پیر مورل در فیلم پیشین خودش «ربوده شده» هم به تطهیر سربازان مخفی آمریکا - نیروهای سازمان سیا- و در مقابل، سیاه نمایی مخالفان ایالات متحده پرداخته بود. در «از پاریس با عشق» هم مثل فیلم قبلی، مسلمانان و به طور کلی شرقی ها به عنوان موجوداتی تبهکار ، عامل فساد و هرزگی و جنایت به نمایش در آمده اند. تا آنجا که فیلم این گونه القا می کند که، در کشورهای غربی، این شرقی ها هستند که باعث ناامنی و آسیب های اجتماعی هستند. حتی در آن ادعا می شود که خانه های فساد در پاریس از سوی شرقی ها اداره می شوند.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : چهارشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٩
نظرات

آسیب شناسی انتشار سریال در شبکه نمایش خانگی

مدتی است که با پدیده جدیدی در فرهنگ کشور روبه رو هستیم؛ انتشار سریال در فروشگاه ها و سوپرمارکت ها، اتفاق بی نظیری است که در ماه های اخیر در عرصه فرهنگی ایران به وقوع پیوسته است. به این معنی که برای اولین بار سریال هایی نه برای نمایش در تلویزیون، بلکه فقط برای توزیع در فروشگاه ها تولید شده اند. >این روال که به شبکه نمایش خانگی معروف است تا چند ماه پیش به فیلم های سینمایی محدود می شد. معمولاً فیلم ها چند ماه پس از اکران در سالن های نمایش فیلم، راهی فروشگاه ها می شوند. برخی فیلم ها هم که به هر دلیلی امکان رفتن روی پرده سینماها را نمی یابند، به شبکه نمایش خانگی راه می یابند. اما حالا به جز فیلم های سینمایی، سریال هایی هم که مخاطب آن ها در اصل خانواده ها هستند به صورت هفتگی وارد مغازه ها می شوند.
شبکه نمایش خانگی تا حدود یک سال پیش منحصر به مراکز خاصی بود که به طور اختصاصی آثار سمعی و بصری دارای مجوز قانونی یا به اصطلاح مجاز را عرضه می کردند. اما از سال 88 این شبکه به فروشگاه های محصولات عام یا همان سوپرمارکت ها گسترش یافت. به طور کلی هدف از گسترش شبکه نمایش خانگی و ارائه حجم انبوه فیلم های مجاز در دسترس مردم، مقابله با فیلم های غیر مجاز بوده است. ورود نا به هنگام مجموعه های نمایشی دنباله دار به سوپرمارکت ها نیز با چنین انگیزه ای عملی شد. به عبارت بهتر، هدف مسئولان از پذیرفتن این کار این است که از یک طرف عرصه را بر شبکه قاچاق فیلم تنگ تر کنند و از طرف دیگر مخاطب دلزده از برنامه های صدا و سیما را به جای ماهواره ها، به سمت این محصولات بکشانند. البته این جریان فقط دربرگیرنده محصولات ایرانی نیست و سریال های خارجی که غالباً دارای مضامینی سیاسی و در راستای اهداف دولت های غربی هستند را نیز شامل می شود.
اما آیا آنچنان که هدف گذاری شده، این جریان به مقابله با هجوم های فرهنگی می انجامد و مصونیت فرهنگی را در پی دارد؟ ورود سریال به شبکه نمایش خانگی دارای چه عوارضی است و چگونه می توان جلوی این عوارض را گرفت؟
مسئله این است که روال عادی و مرسوم تولید و نمایش سریال در چارچوب صدا و سیما بوده است. این رسانه ملی بر اساس معیارها و سیاست هایی منبعث از اهداف و ارزش های نظام، موظف به تولید برنامه، از جمله مجموعه های نمایشی است. به طور مثال، یکی از این معیارها صیانت از حجاب اسلامی است که برخلاف سینما، صداوسیما در آن موفق شده است.
همچنین برنامه های این رسانه ملی همراه با نظارت و حفاظت های خاصی روی آنتن می رود. هرچند نمی توان منکر بسیاری از نقاط ضعف و کاستی ها، به خصوص درباره سریال های سیما شد، اما به دلیل مذکور فضای صداوسیما نسبت به سایر رسانه های عمومی داخل و خارج از کشور، از درجه اعتماد بالاتری برخوردار است. بدون شک خانواده های ایرانی، به این که فرزندانشان برنامه های سیما را تماشا کنند خاطر جمع ترند تا این که از محصولات رسانه ای خارج از این رسانه.
نکته دیگر این است که صداوسیما به خاطر انتسابش به نظام دارای تعهدات و رسالتی مشخص است. از این نظر در برنامه های صدا و سیما : با همه نقاط ضعف و قوت- نوعی همنوایی با قانون، منافع ملی، ارزش های جامعه و اهداف نظام وجود دارد. به عنوان مثال تولیدکننده فیلم هایی که مقصدشان سوپرمارکت است، نسبت به رعایت تام و تمام پوشش و بسیاری از جوانب و شئونات حساسیت ندارند. بلکه رعایت برخی حداقل ها را کافی می دانند. اما شخصی که برای صداوسیما فیلم می سازد می داند که برای رساندن اثرش روی آنتن باید شئونات اخلاقی و قانونی را به طور کامل مراعات کند.
همه این مسائل باعث مسئولیت پذیری رسانه ملی شده و این رسانه از آنجاکه در قبال کاستی ها باید پاسخگو باشد، آثار خود را به صورت مدیریت شده تری عرضه و پخش می کند.
اما بزرگترین خطر شبکه نمایش خانگی، فقدان چنین مدیریتی است. تولیدکنندگان محصولاتی که هدفشان وارد شدن به سوپرمارکت هاست بسیاری از الزامات فرهنگی، ایدئولوژیک و اخلاقی را برای خود قائل نیستند.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٩
نظرات

وحید یامین پور که درباره برنامه های تلویزیونی دیروز امروز فردا به مخاطبان خود پاسخ می داد در پاسخ به یکی از مخاطبان که از وی سوال کرد؛اگر به شما بگویند برو با موسوی مصاحبه کن چه سوالاتی می پرسید؟جواب داد از او می پرسم که:
چه کسی واقعاً توهم بی شمار بودن و اکثریت بودن را انداخت در ذهنتان؟
چرا بعد از اعلام نتایج و اعتراض تان به نتیجه انتخابات، دعوت صدا و سیما را برای انجام مصاحبه یا مناظره قبول نکردید؟
شما حدود ساعت 21 جمعه 22 خرداد، در حضور خبرنگاران گفتید پیروز این انتخابات هستید. در شرایطی که هنوز رأی گیری جریان داشت و صندوقی شمارش نشده بود، چطور از نتیجه انتخابات مطلع و مطمئن بودید؟ آیا از بزرگان سیاسی نظام کسی هم با شما تماس داشت و در توهم شما موثر بود؟
چرا به دعوت شورای نگهبان برای بررسی اعتراض تان جواب رد دادید و برای نظارت بر بازشماری تصادفی صندوقها نماینده ای معرفی نکردید؟
چرا پیش از انتخابات، دائم دم از تبعیت از ولایت می زدید و پس از آن پشت پا زدید به همه چیز؟
رابطه شما با ترور مبهم شهید آیت چیست؟
چرا همسر شما بلافاصله با بی بی سی مصاحبه کرد و چرا تمام برنامه های سیاسی شما با حمایت و مدیریت رسانه های صهیونیستی و آمریکایی جلو رفت؟
چطور شما در سال 78 آقای هاشمی را خائن می نامید و در سال 88 ایشان را به عنوان پدر خوانده خود می پذیرید؟!
چرا پس از آنکه برای اثبات تقلب نتوانستید مدرکی بدهید ابراز پشیمانی نکردید؟
اگر در انتخابات مجدد شما پیروز می شدید و این بار طرفداران رقیب تان می ریختند توی خیابان ها و تقاضای ابطال نتیجه و تکرار رأی گیری را می کردند، آن وقت چه باید می کردیم؟
چند صد میلیارد پول تبلیغات انتخاباتی تان را از کجا آوردید؟
نظرتان راجع به حمایت شدید اوباما، نتانیاهو، مسعود رجوی، ربع پهلوی و دیگر سران کفر و استکبار و نفاق از شما چیست؟ شما چه کرده اید که اینقدر مورد علاقه فراری ها و منافقان داخلی قرار گرفته اید؟
چرا بر خلاف مشی امام پس از 22 سال خود را مرید شیخ ... - منتظری- معرفی کردید؟ این آیا همان التزام تان به راه امام(ره) بود؟
وقتی دروغهای شما درباره سعیده پورآقایی، ترانه موسوی، احمد کارگرنجاتی، علیرضا توسلی و فاطمه براتی و دیگر نمایشهای مضحک تان برای کشته سازی و مظلوم نمایی لو رفت چه حسی داشتید؟
نظرتان راجع به اظهار نظرهای خلاف اسلام همسر مکرمه تان درباره حقوق زنان چیست؟
وقتی همسرتان آن اظهارنظرهای مسخره را در اثبات تقلب در انتخابات در بی بی سی مطرح کرد (لرها... ترک ها ...) چه حسی داشتید؟ هنوز معتقدید او روشنفکرترین زن ایرانی است؟!
شما که از عکس 4*3 سیاه و سفید همسرتان در تلویزیون غیرتی شدید، نظرتان درباره حضور جالب(!) همسرتان در مجامع بزن و بکوب جوانهای بالاشهری چیست؟
وقتی در «9 دی» میلیونها نفر در سراسر کشور با لباس عزاداری برای سیدالشهداء(ع) شما را یزیدی و منافق خواندند چه حسی داشتید؟
نظرتان راجع به هتک حرمت مقدسات توسط طرفداران تان چیست؟
الان پس این همه واقعه ریز و درشت، اگر برگردیم به دو سال پیش آیا مجدداً حاضر هستید به عنوان نماینده تمام اپوزیسیون و ضد انقلاب های داخل خارج، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شوید؟ و...


برچسب‌ها: سیاسی
نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩
نظرات

تداوم درگیری های لفظی میان مدیریت خانه سینما و معاونت سینمایی وزیر ارشاد در هفته های گذشته با واکنش سینماگران، اهالی فرهنگ و حتی سیاست همراه شد. مشکل اساسی، دور شدن خانه سینما از هویت اصلی اش به عنوان یک نهاد صنفی و تغییر عملکرد آن به یک محفل سیاسی ضد دولت است. این دعوا با برگزاری پرحاشیه و سیاسی چهاردهمین جشن خانه سینما اوج گرفت و نامه نگاری های تند دو طرف آن را تعمیق کرد.

اتفاقی که با انتشار لیست های حمایت از مدیرعامل خانه سینما از سوی روابط عمومی این خانه به آن دامن زده شد. مدیریت خانه سینما درحالی اقدام به این کار نموده که اصلاً چنین چیزی در هیچ جای دنیا رسم نیست که یک مدیر، در پاسخ به انتقادات صورت گرفته از سوی منتقدانش اسامی هواداران خودش را منتشر کند! زیرا این گونه حمایت ها در واقعیت امر، تغییری را ایجاد نمی کند. لیست های حمایت گروهی از سینماگران محترم کشور از مدیرعامل خانه سینما نه تنها سرپوشی بر ضعف ها و اشکالات این مدیریت نیست که موجب ایجاد شکاف و تفرقه میان سینماگران کشور می شود. در واقع این برنامه به جای این که عاملی برای احیای وجهه مدیریت خانه سینما باشد، نقطه ضعفی است که به کارنامه این مدیریت اضافه شده است. شاهد مثال نیز خوشحالی مخالفان نظام از این کارهاست. به طوری که حتی شبکه ضد ایرانی «بی بی سی فارسی» نیز که با هدف تفرقه افکنی میان ایرانیان فعالیت می کند به استقبال از رفتارهای مدیریت خانه سینما رفت و در برنامه های خود از آن حمایت نمود. سایت «رادیو فردا» نیز که از ارگان های وابسته به سازمان سیا محسوب می شود، با تحسین اقدام گروهی از سینماگران در انتشار لیست حمایت از مدیرعامل خانه سینما به خبرسازی در این مورد دست زد.

اما در مقابل، برخی سینماگران متعهد کشورمان در گفت و گوهایی به انتقاد شدید از مدیریت خانه سینما پرداختند. نکته قابل تأمل در سخنان این سینماگران اشاره به سابقه حضور محمد مهدی عسگرپور مدیر فعلی خانه سینما در مدیریت سینمایی دولت موسوم به اصلاحات است. دوره ای که سینمای ایران به ضعیف ترین وضعیت خودش رسید و امنیت شغلی اهالی این عرصه به شدت محدود شد. در دوره ای که عسگرپور مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی بود، سینمای کشورمان دچار بی عدالتی گسترده ای شد و امکانات و فرصت های این عرصه در انحصار عده ای خاص قرار گرفت. غالب افرادی هم که امروز نامشان در لیست حامیان عسگرپور وجود دارد از جمله افرادی بودند که در دوره اصلاحات بیشترین فرصت کار را یافتند.

این در حالی است که مدیریت فعلی سینمای کشور علی رغم برخی نقاط ضعف و کاستی ها، بیشترین تلاش را برای توزیع عادلانه این فرصت ها در پیش گرفته است. شاهد مثال آن نیز فیلمسازی بسیاری از کارگردان های مهجور و مظلوم در سال های گذشته در جریان تولید در دوره کنونی است.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : شنبه ۸ آبان ۱۳۸٩
نظرات

به بهانه شکست اقتصادی فیلم های کمدی پیش پا افتاده و سینمای فقیر

دیگر هیچ بهانه ای باقی نمانده است؛ فیلم هایی که با توجیهاتی چون جذب مخاطب و رونق اقتصادی چرخه سینما سال هاست سالن های نمایش فیلم را به تسخیر خود در آورده اند، دیگر خریدار ندارند! کافی است به جدول اکران فیلم ها بنگریم تا این مهم را به روشنی دریابیم.
متأسفانه و با وجود تجربه ناموفق اکران ناگهانی و همزمان چند فیلم عوام فریب و کمدی نازل، نوبت اکران عید فطر امسال نیز به همین فیلم ها اختصاص یافت. تا آنجا که فیلم دفاع مقدسی و ارزشی «زخم شانه حوا» به کارگردانی حسین قناعت که به مناسبت سی امین سال آغاز دفاع مقدس به نمایش درآمد، فقط چهار سالن سینما را به خود اختصاص داد! اما فیلم سطح پایین و بی محتوای «یک جیب پر پول» بیش از 20 سینما را تصاحب نمود! با این حال این فیلم به فروشی کمتر از 400 میلیون تومان دست یافته که این نشان از دلزدگی مخاطبان سینما از این گونه فیلم هاست.
فیلم «یک جیب پر پول» که در دور اخیر اکران سینماهای کشور به عنوان نماینده بارز و شاخص کمدی مبتذل به نمایش درآمده، برگرفته از کلیشه های گوناگونی است که طی سال های اخیر در سلسله فیلم هایی از این دست پیش گرفته شده است. نوشتن درباره چنین فیلمی کار عبثی است، چون که این فیلم هم مانند آثار مشابهی که هر سال ده ها نمونه مانند آن را شاهد بوده و هستیم فاقد هرگونه شاخصه هنری، فنی و حتی محتوایی و نقد نویسی است و نوشتن درباره آن ها تکرار مکررات تلخ و ملال آور است. به همین دلیل تنها می توان آن ها را بهانه ای قرار داد تا از استمرار ساخت و نمایش عمومی شان، آن هم به این شکل متراکم و پر حجم انتقاد کرد. زیرا این نوع فیلم ها که در یک دهه اخیر به طور قارچ گونه ای رشد کرده و تبدیل به جریان اصلی و غالب سینمای این کشور شده اند، هیچ نسبتی با جامعه، فرهنگ، مردم، دوره و زمانه و حتی خود سینمای ایران ندارند.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : چهارشنبه ٥ آبان ۱۳۸٩
نظرات

تضعیف طرح هدفمند سازی یارانه ها به سبک انگلیسیجریان‌سازی خبری و تبلیغی تلویزیون بی بی سی فارسی درباره قانون هدفمند کردن یارانه‌ها با شیب آرام در حال شکل گیری است و تمرکز این رسانه در حوزه اقتصادی بر روی این موضوع معطوف است. فضاسازی درباره قانون هدفمند کردن یارانه‌ها هنوز به کمپین تبلیغی تبدیل نشده است و رویکرد تبلیغی این رسانه در این زمینه آرام آرام رقم می‌خورد.
تلویزیون بی بی سی فارسی با نگاه سناریویی و از پیش طراحی شده به این موضوع می‌پردازد از هم اکنون بر روی نقطه کانونی سناریوی تبلیغی چند وجهی یعنی القای شوک تورمی متمرکز شده و این رسانه‌ها با طرح ادعای سرعت گرفتن افزایش قیمت کالاهای اساسی در ایران به دنبال بازسازی فضای ساختگی هراس و التهاب از پیامدهای اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها است.
بی بی سی فارسی برای القای خارج شدن ابتکار عمل از دست دولت در کنترل و مهار کردن پیامدهای اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها ، تصویری فراگیر و همه جانبه از شوک تورمی به نمایش می‌گذارد و مدعی می‌شود که بازار مسکن هم دوباره به دور گرانی افتاده است.
لازم به ذکر است تلویزیون صدای آمریکا هم در هم صدایی با تلویزیون بی‌بی سی فارسی، تصویری جدی و به ظاهر مستند از ادعای روند صعودی نرخ تورم و افزایش بیکاری به تصویر می‌کشد و در رویکردی هدفمند نوعی تضاد ساختگی میان آمارهای ارائه شده درباره نرخ تورم و میزان بیکاری شکل می‌دهد.