نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٩
نظرات

آیا سفر سالم و صلح آمیز و زنده ماندن بعد از سفر ، جزو حقوق بشر نیست؟ آیا هواپیمای مسافربری که مردم عادی را در میان شهرهای مختلف ایران جابجا می کند ، مصداق سلاح های ممنوعه است و صلح و امنیت جهانی را به خطر می اندازد؟

٧٧صانحه سقوط هاپیما تهران - ارومیه نفر از کسانی که آقای باراک حسین اوباما دوستشان دارد و نوروز امسال هم عید را به ایشان تبریک گفت ، در یک شب سرد برفی ، بر اثر سقوط هواپیما در شمال غربی ایران جان خود را از دست دادند.

این اولین بار نیست که مردم عادی ایران ، قربانی سقوط هواپیماها می شوند ، هواپیماهایی که خود ، قربانی تحریم ها هستند و به همین دلیل ، به جای آن که دوران بازنشستگی خود را بگذرانند ، مجبورند حتی 37 سال پس از تولیدشان ، از این شهر به آن شهر پرواز کنند و هر از گاهی هم کم بیاورند و فاجعه بیافرینند.

مسوولان ایرانی در باره سقوط هواپیماها، به خاطر مسائل سیاسی، زیاد بروی اثرات تحریم تاکید نمی کنند، اما کیست که نداند تحریم های سی ساله، بیشترین تاثیرات منفی را در صنعت هواپیمایی ایران گذاشته و کشورمان را که روزگاری سرآمد این صنعت در خاورمیانه بود، وارث ناوگانی فرسوده و خطرساز کرده است.

تحریم ها ، باعث شده ، نه تنها به ایران ، هواپیمای نو نفروشند ، بلکه حتی تامین قطعات هواپیما نیز با مشکلات جدی مواجه شود ؛ هواپیماهای قدیمی ، استیجاری و در بهترین شرایط دست دوم ، شاکله ناوگان هواپیمایی ایران را تشکیل می دهد.

هر چند در سقوط هواپیماها ، عوامل مدیریتی و انسانی هم می تواند دخیل باشد ، اما ناگفته پیداست که یک ناوگان سالم و استاندارد ، تا حد زیادی می تواند در جبران برخی خطاهای انسانی موثر باشد.

ایران ، بزرگ ترین متقاضی بالقوه بوئینگ و ایرباس در جهان است و می تواند هزینه ای میلیاردی در این خصوص داشته باشد ، اما آمریکا مانع از معامله است. این در حالی است که مقامات آمریکایی برای فروش بوئینگ و اروپایی ها برای عرضه ایرباس شان ، با یکدیگر رقابت دارند و برای ربودن سهم بازار از هم ، حاضرند انواع امیتازات را به مشتری های عمده خود بدهند.


همین چند سال پیش بود که برای فروش هواپیمای مسافربری به کشور کوچک بحرین ، روسای جمهور آمریکا و فرانسه ،راساً وارد گود شدند و به بحرینی ها اعلام کردند که اگر از ما بخرید ، برای امضای قرار داد ، خودمان شخصاً به منامه خواهیم آمد.

دولت آمریکا ، ایران را تحریم کرده است زیرا مدعی است که جمهوری اسلامی در صدد دستیابی به سلاح هسته ای است ، حقوق بشر را نقض می کند و قدرتی مداخله گر در منطقه شده است.

مقامات آمریکا ، بارها گفته اند که مردم ایران را دوست دارند ، برای شان ارزش قائل اند و به فرهنگ و تمدن دیرین شان بها می دهند ، اما با حکومت ایران مشکل دارند.
این استراتژی آنها ، مشخصاً در دور اول ریاست جمهوری بوش پسر که کاندولیزا رایس مشاور امنیت ملی آمریکا بود ، رسماً تدوین شد و از آن پس به استانداردی برای رفتار آمریکا با ایران تبدیل شده است: مخالف حکومت ایرانیم ؛ دوست مردم ایرانیم!

اما همین دوستان آمریکایی که دلشان برای حقوق بشر در ایران می تپد ، با تحریم صنعت هواپیمایی ایران حتی در بخش مسافری ، زمینه ساز مرگ مردم عادی ایران شده اند، از کودکان خردسالی که در لحظه سقوط عروسک هایشان را در آغوش می فشردند تا سالخوردگانی که برای دیدن فرزندانشان عازم سفر بودند و البته هیچ کدام از آنها، نه دستی در سیاست داشتند و نه در کار ساخت سلاح اتمی بودند!
ادامه تحریم ها در حوزه هایی که به معیشت مردم لطمه می زند و از جمله تحریم هواپیماهای مسافربری و قطعات آنها ، نقض ادعاهای آمریکا در دوست داشتن مردم ایران است.
به راستی این چه دوست داشتنی است که از یک سو ، رئیس جمهورشان ، برای سال نوی ایرانی ها پیام تبریک می فرستند و حتی به زبان فارسی "عید شما مبارک" می گوید و برای یک زندانی در ایران ، فریاد واحقوق بشرا سر می دهد اما وقتی به او می گویند که تحریم هواپیماهای مسافربری توسط شما باعث می شود مردم عادی ایران ، گروه گروه کشته شوند ، موضوع را ناشنیده می گیرد.

 آیا سفر سالم و صلح آمیز و زنده ماندن بعد از سفر ، جزو حقوق بشر نیست؟ آیا هواپیمای مسافربری که مردم عادی را در میان شهرهای مختلف ایران جابجا می کند ، مصداق سلاح های ممنوعه است و صلح و امنیت جهانی را به خطر می اندازد؟
آیا اگر به جای هواپیمایی که در ارومیه سقوط کرد و 37 سال عمر داشت و از تجهیزات قدیمی بهره می برد ، هواپیمای نو و با امکانات مدرن در اختیار مسافران بود ، احتمال حادثه کاهش نمی یافت؟

نکته مهم دیگر آن است که اگر سقوط فیزیکی هواپیماهای فرسوده در ایران ، هر از چند گاه رخ می دهد ، همه پروازها در ایران در ذهن و اندیشه مسافران ، سقوط می کنند چه آن که همه می دانند که سوار هواپیماهای فرسوده و خطرناک می شوند و در طول سفر ، "کابوس سقوط" همراهشان است و بدین سان ، به جای لذت بردن از پرواز ، خدا خدا می کنند که فقط زنده برسند.

 این استرس و نگرانی دائمی و آن مرگ های هر از چندگاه ، محصول تحریم های کشوری است که مردم ایران را دوست دارد و خیلی هم دوست دارد!

منبع: عصرایران ؛ جعفر محمدی


برچسب‌ها: ارومیه, سیاسی, جنگ نرم