نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٩
نظرات

هر صاحب قلم و نویسنده و شاعری در کتاب خودش منعکس است و آن کتاب، انعکاسی است از افکار و روحیات و طرز تفکر و اخلاق مولف. مثلاً روح عرفانی ملای رومی در کتاب مثنوی کاملاً نمودار است و روح بزم آرائی نظامی در خمسه اش کاملاً مشخص است.
البته تفاوت کتاب شاعران و نویسندگان مختلف با نهج البلاغه از زمین تا آسمان است. برای این که مولوی یا نظامی و امثال اینها کسانی بوده اند که بیشتر سخنان شان به تناسب زمان حیات شان بوده و فراتر از آن نمی رفته است، اما نهج البلاغه این چنین نیست بلکه هر روز بر تجلی نهج البلاغه که تجلی گاه حضرت علی(ع) است، افزون تر می شود.
نکته دیگر آنکه غالب سخنوران و شاعران یک بعدی سخن گفته اند: درخشش فردوسی در رزم، نظامی در بزم، مولوی در تمثیل و عرفان است و با صرف نظر از این بعد، در ابعاد دیگر عاجزند و سست.
اما عجیب است که در کلمات حضرت علی(ع) در هر بعدی، در توحید و مباحث الهی، مباحث فلسفی، جنگ و جهاد، فرماندهی، زمامداری، زهد و عبادت و هر موضوعی که علی(ع) سخن بگوید، سخن او در نهایت کمال است. آری کتاب نهج البلاغه همچون شخصیت علی(ع) چند بعدی است.
نهج البلاغه دارای چندین بعد و هر بعد هم در حد اعلای کمال است. در تمام کلمات و صفحات این کتاب، فصاحت و بلاغت و جذابیتی می بینیم که بعد از کلام خدا و پیغمبر خدا هیچ کلامی را این چنین پیدا نمی کنیم.
یکی از فصلهای مهم نهج البلاغه حکومت می باشد. در این کتاب علی(ع) خطوط کلی حکومت اسلامی را به وضوح ترسیم می نماید.


علی(ع) تلاش پیگیری برای تأسیس و استقرار حکومت اسلامی داشت. جنگ جمل، صفین و نهروان، درهم کوبیدن ناکثین، قاسطین و مارقین، همه برای این بود که علی(ع) می خواست موانعی را که بر سر راه تأسیس این حکومت بود، از بین ببرد. در این باره در نامه 62 می فرماید: «قسم به خدا اگر در راه تأسیس حکومت اسلامی، من تنها باشم و تمام دشمنان من، صحنه زمین را پر کنند، من نمی ترسم و احساس وحشت و هراس نمی کنم. این تلاش پیگیر من، این جنگ و درگیری و کشاکش با قاسطین، فاسقین و ناکثین، برای این است که می ترسم که امر به دست نادانان و بدکاران بیفتد.»
بنا براین هدف علی(ع) در این جنگها و جهادها تأسیس حکومت اسلامی بود و امروز هم باید حکومت ما انعکاسی از آن باشد. در اینجا گوشه هایی از برنامه حضرت علی(ع) را فهرست وار عرض می کنم.
الف- قاطعیت در مبارزه با ظلم
در مبارزه با ظلم و ظالمان و یاری مظلومان، بسیار قاطع است و عبارتهای عجیبی دارد: «کالجبل لاتحرکه العواصف...» می گوید من در اجرای عدالت، مانند کوهی که بادهای تند نمی تواند آن را از جا بجنباند، ایستاده ام. ذلیل و مظلوم در نزد من، عزیز و ارجمند است تا آنگاه که حق او را از ظالم بستانم و ظالم قوی و ستمکار در نزد من، ذلیل و ناتوان است تا وقتی که حق را از او بگیرم.
در خطبه چهار می فرمایند: «الیوم انطق لکم العجماء ذات البیان»؛ امروز برای شما زبان های بسته را گویا می کنم.
قبل از حکومت حضرت علی(ع)، اختناق و خفقان، بسیاری از زبانها را بسته بود و مردم جرأت نفس کشیدن و اظهار واقعیت و حقیقت را نداشتند. اولین کار علی بن ابی طالب(ع) این است که می گوید من زبان افرادی را که گنگ و لال بودند، امروز در پرتو حریت، عدالت و حکومت خود باز می کنم تا مشکلات و دردهایشان را بدون ترس و واهمه بیان کنند.
ب-دقت در اجرای عدالت و پرهیز از ظلم
علی(ع) در خطبه 15 می فرماید: قسم به خدا اگر قبل از من کسانی سوء استفاده کردند و بیت المال را بردند و با آن ازدواج کردند و مهریه زنهای خود قرار دادند، یا به آن وسیله کنیزانی خریدند آن را از ایشان باز پس می گیرم و به بیت المال برمی گردانم، زیرا که وسعت در عدالت است و کسی که از عدل به تنگ آید، بداند که در جور و ظلم در تنگنای بیشتری قرار خواهد گرفت... عده ای به علی(ع) گفتند: به کسانی که روسای قبیله هستند و قدرت بیشتری دارند سهم بیشتری بده و پایه و اساس حکومت خود را تحکیم کن، حضرت می فرماید: به من پیشنهاد می کنید به واسطه جور و ظلم بر ضعفا، پایه حکومتم را تقویت کنم [و] برای خودم یار و پشتیبان فراهم سازم. قسم به خدا این کار را نخواهم کرد تا هنگامی که شب و روز در آمد و رفت است، تا هنگامی که ستاره ای در آسمان به دنبال ستاره ای حرکت می کند. بالاخره در کلمات قصار، شماره 107 می فرماید: «لایقیم أمر الله سبحانه الا من لایصانع و لایضارع و لایتبع المطامع»؛ بدانید فرمان پروردگار را کسی که سازشکار باشد و کسی که در برابر ظالمان تواضع کند و کسی که در پی طمعها و آرزوها برود، اجرا نمی کند.
او می فرماید قسم به خداوند که اگر شب را بیدار به روی خار سعدان- که خاری است نوک تیز- بگذرانم و مرا در غل بسته و بر زمین بکشند، پیش من محبوبتر است از این که فردا در روز قیامت، خدا و پیغمبر خدا را ملاقات کنم در حالی که به یکی از بندگان، ظلم کرده باشم و چیزی را به عنوان غصب از کسی گرفته باشم.
ج- جلوگیری از چاپلوسی
حضرت علی(ع) در بسیاری از موارد در نهج البلاغه تأکید می فرماید که چاپلوسی نکنید، سخنان تان با من با تملق و چاپلوسی توأم نباشد. یک بار هنگامی که امام(ع) خطبه می خواندند شخصی بلند شد و از حضرت تمجید و ستایش کرد، فرمود: بدان که بدترین حالات زمامداران آن است که این طور فکر کنند، از تملق خوش شان بیاید، با من آن طور که با جباران صحبت می کنند صحبت نکنید، در برابر من تملق نگوئید و فکر نکنید که اگر حق را بگویید بر من سنگین است، نه، من در برابر شنیدن حق و انتقاد بجا آمده ام، کسی که از شنیدن حق و حقیقت ناراحت می شود، عمل کردن به حق برای او سنگین تر خواهد بود. وقتی دیگر، شخصی منافق به حضور امام(ع) آمد و شروع کرد به تعریف کردن از آن حضرت، طبعش این بود که منصب و مقام یا چیزی از بیت المال بگیرد، حضرت در جوابش گفتند:« انا دون ما تقول و فوق ما فی نفسک» من از گفتار تو پایین ترم ولی از آن خیال خامی که در دل توست بالاترم.
د- دوری از تشریفات
رجال حکومت باید به سادگی رفتار کنند. او هنگامی که به شام می رفت، دهاقین انبار(که از شهرهای مرزی ایران آن روز بود) شنیدند که علی(ع) خلیفه وقت از آنجا عبور می کند، برای استقبال او آمدند و در کنار راه صف کشیدند حضرت علی(ع) وقتی آنها را دید، فرمود: این چه وضعی است گفتند در گذشته رسم ما این بود که برای امرا و زمامداران به این ترتیب، تجلیل می کردیم، به استقبال می رفتیم و در کنار خیابانها صف می کشیدیم و ساعتها می ایستادیم، فرمودند: چه خطاست که خود را به این کار ملزم کنید. اگر عده ای خواستند با رضا و رغبت این کار را انجام دهند، مطلبی است ولی ملزم کردن مردم به این کار، ذلت و عبودیت را در افراد تمرکز می دهد و تحکیم می کند.

آیت الله العظمى شیخ حسین نورى همدانى


برچسب‌ها: مذهبی و اعتقادی