نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : جمعه ۱٢ شهریور ۱۳۸٩
نظرات

امید حبیبی نیا جاعل خبر تجاوز به ترانه موسوی و کشته شدن او در اثر شکنجه سرانجام پس از یک سال، ابعاد انتشار این خبر دروغ را فاش کرد.

ترانه موسوی موضوع یکی از ادعاهای مهدی کروبی بود که طرح آن موجب جوسازی سنگینی علیه جمهوری اسلامی شد. هیئت سه نفره قوه قضائیه سال گذشته پس از تحقیق در مورد این ادعا آن را از اساس کذب خواند، اما کروبی با اصرار بر آن، داستان های جدیدی در مورد ارتباط این فرد با یکی از مقامات نظامی مطرح کرد.
امید حبیبی نیا جاعل این خبر کذب در وبلاگ خود نوشت:سرانجام پس از نزدیک به یک سال سکوت، اکنون می توانم درباره دروغ بودن قصه ترانه موسوی بنویسم و توضیح بدهم که چرا یک سال سکوت کردم؟ سال گذشته در جریان تظاهرات و اعتراضات مردم، بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر با من برای انتقال اخبار، ویدئوها و عکس های تظاهرات و ارسال آن به رسانه های مختلف از جمله فرانس 24 که من با آن همکاری می کردم، در تماس بودند. در روز دوازدهم تیرماه یکی از همین روزنامه نگاران که او را با نام ل. م معرفی می کنم به من اطلاع داد که دختری به نام ترانه موسوی ناپدید شده و بیم آنکه مورد تجاوز گروهی قرار گرفته می رود. ل.م منبع خبر خود را خبرنگار خود که اتفاقاً پس از خروج از مسجد قبا بازداشت شده و به همراه ترانه موسوی در یک بازداشتگاه بوده است ذکر کرد.


دو روز بعد وی عکسی از ترانه موسوی برایم فرستاد و جزئیات بیشتری در اختیار من قرار داد از جمله یک شماره تلفن در آن زمان گروهی از دوستان چپ، وبلاگی راه اندازی کرده بودند با نام ایرانیان چپ که اغلب در داخل کشور بودند.
دو روز بعد ل.م خبر داد که ترانه موسوی کشته شده و جسدش را سوازنده اند. هیچ منبع خبری دیگری وجود نداشت که صحت این ماجرا را تأیید کند.
دو هفته بعد در حالی که پیگیریهای من برای یافتن ردی از ترانه موسوی به هیچ نتیجه ای نرسیده بود، دوستان در تهران یکی پس از دیگری اعلام می کردند که نه در آموزشگاهی نام او هست و نه کسی دیگری او را در همان بازداشتگاه دیده است. در این زمان که تردیدهایم را با ل.م مطرح کردم وی گفت که مستقیماً به همراه ر. و به کمیته پیگیری کروبی رفته و شواهد مربوط به این واقعه را در اختیار آنها قرار داده است. از وی خواستم تا نام کسی را که مدعی بود همراه با ترانه موسوی بازداشت شده را به من بدهد و او نام فردی را به من داد.
مدتها بعد وقتی با او حرف زدم متوجه شدم که او حرفهای متناقض زیادی می زند و آشکارا مایل نیست درباره آن روز کذایی حرفی بزند. یک روز ل.م به من زنگ زد و گفت ماجرا لو رفته و او کشور را به همراه ر.و ترک کرده است طبعاً در این مرحله من هر کمکی که از دستم برمی آمد برای آنها انجام دادم از وصل کردن ارتباط آنها با گزارشگران بدون مرز و دوستان دیگر در آن کشور تا تهیه کار برای تامین مخارج از ل.م خواستم که اگر اطلاعات بیشتری می تواند در رابطه با این موضوع منتشر کند در خارج از کشور می توان این کار را به راحتی انجام داد ولی وی دائماً عنوان می کرد که به خاطر همان فرد ناچار به سکوت است، اما یک روز بار دیگر گفت که همان فرد دستگیر شده و اکنون می خواهد حرف بزند و من ارتباط او و ر. و را با بی بی سی و صدای آمریکا برقرار کردم و گفتم که روز بعد هم می توانیم در فرانس 24 این را پوشش بدهیم. در نتیجه برایم مسلم شد که این خبر از اساس دروغ است.

منبع: هفته نامه صبح صادق


برچسب‌ها: سیاسی, جنگ نرم