نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٩
نظرات

چه کسی می‌تواند این واقعیت را انکار کند که امروز مبارزه با رژیم غاصب اسرائیل به یک آرمان مردمی در سراسر جهان تبدیل شده است؟ تا پیش از این باید منتظر دولت‌های عرب و مسلمان می‌شدیم تا  کنفرانسی برگزار کنند و مثلا حمله اسرائیل را به فلان نقطه فلسطین و یا لبنان محکوم کنند، اما امروز با چشم خود می‌بینیم که مردمانی از سراسر دنیا با دین و نژاد و فرهنگ‌های مختلف، دولت‌ها و روابط دپیلماسی را کنار می‌گذارند و دست به دست هم می‌دهند، خودشان را به خطر می‌اندازند و می‌روند به سمت فلسطین و مناطق اشغالی.

دولت‌ها را می‌شود خرید و ساکت کرد، اما مردم دنیا را چطور؟  چهره حقیقت را می‌شود تا مدتی با دروغ و تبلیغات رسانه‌ها، مخفی کرد، اما تا کی؟ خورشید حقیقت که پنهان شدنی نیست. عاقبت از پشت ابرها بیرون می‌آید حتی اگر تمام بوق‌های تبلیغاتی دنیا، در دست صهیونیست‌ها باشد.

این بیداری عمومی در سراسر جهان مدیون چه کسی است؟ این گرد و غبار اطراف چهره حقیقت را چه کسی کنار زد؟ صدای مظلومیت و آزادی‌خواهی مردم مسلمان را چه کسی به گوش مردم سراسر دنیا رساند؟ دروغ بودن ادعای صهیونیست‌ها را چه کسی افشا کرد؟ این دستگاه تبلیغاتی دروغگوی صهیونیستی را چه کسی رسوا کرد؟ ننگ تسلیم و سازش را چه کسی به روح مقاومت تبدیل کرد؟ روح مقاومت و ایستادگی را چه کسی بر جان‌ و دل فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها و مظلومان دنیا دمید؟  جز امام بزرگوار و عزیز ما، خمینی کبیر؟


 بد نیست نگاهی بیندازیم به تاثیراتی که آن امام عزیز بر دنیای اسلام گذاشت، نه فقط دنیای اسلام که بر همه‌ی دنیا. امامی که خودش را محبوس کتاب و درس و حجره و حوزه و مدرسه نکرد و عظمت دین و اسلام را از متن کتاب‌ها بیرون آورد و به رخ مردم دنیا کشید. امامی که متکی به قدرت الهی بود و هیچ ابزاری نداشت جز «بیان و زبان» برای صدور انقلابش به دنیا.

این روزها می‌بینیم که اثرات منطق و بیان امام، بر قلب‌های مردم دنیا نشسته و این بیداری و جنبش مردمی، بلای جان سران اشغالگر قدس و همه سران مستکبر دنیا، شده است. به طوری که امروز دیوانه‌وار دست به هر جنایتی می‌زنند و خودشان را بیش از پیش در افکار عمومی دنیا منفور می‌کنند.

حسودان، مدعیان و طلبکاران، هر چه می‌خواهند بگویند. بنشینند و ساعت‌ها درباره تفسیرهای مختلف و قرائت‌های متعدد از دین سخنرانی کنند. ولایت را به دوستی  و محبت تعبیر کنند. دین را با سکولاریسم ترکیب کنند. دین را از سیاست جدا کنند. ولایت فقیه را دیکتاتوری معنا کنند. اندیشه‌های امام را تاریخی و بایگانی شده در موزه‌های تاریخ بدانند. اما چه بخواهند و چه نه، امروز این صدای قدرت امام  است که قلب اسرائیل و آمریکا را به لرزه درآورده است. این خمینی است که اسرائیل و صهیونیسم بین‌الملل و حامیان غربی مدعی حقوق بشرش را در دنیا به زانو درآورده است. امروز ما انقلابمان را با قدرت بیان، به دل‌های مردم سراسر جهان صادر کرده‌ایم، حتی اگر خودشان هم ندانند که از کجا به آنها الهام شده است! بشنوید صدای خمینی را:

«ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌ایم، ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناخته‌ایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیده‌ایم که باید روى پاى خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ ریشه‌هاى انقلاب پر بار اسلامى‌مان را محکم کردیم، ما در جنگ حس برادرى و وطندوستى را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصا مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامى قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال مى توان مبارزه کرد، جنگ ما کمک به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد که تمامى سردمداران نظامهاى فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند، جنگ ما بیدارى پاکستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود که صنایع نظامى ما از رشد آنچنانى برخوردار شد و از همه اینها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق یافت.  

   

مه اینها از برکت خونهاى پاک شهداى عزیز هشت سال نبرد بود، همه اینها از تلاش مادران و پدران و مردم عزیز ایران در ده سال مبارزه با امریکا و غرب و شوروى و شرق نشات گرفت. جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد. چه کوته نظرند آنهایى که خیال مى کنند چون ما در جبهه به آرمان نهایى نرسیده ایم، پس شهادت و رشادت و ایثار و از خودگذشتگى و صلابت بیفایده است! درحالى که صداى اسلامخواهى افریقا از جنگ هشت ساله ماست، علاقه به اسلامشناسى مردم در امریکا و اروپا و آسیا و افریقا یعنى در کل جهان از جنگ هشت ساله ماست. ما در اینجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیلهاى غلط این روزها رسما معذرت مى‌خواهیم و از خداوند مى‌خواهیم ما را در کنار شهداى جنگ تحمیلى بپذیرد. ما در جنگ براى یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستى مگر فراموش کرده‌ایم که ما براى اداى تکلیف جنگیده‌ایم و نتیجه فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود. و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند، آن ساعتى هم که مصلحت بقاى انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد، باز به وظیفه خود عمل کرده است، آیا از اینکه به وظیفه خود عمل کرده است نگران باشد؟»