نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : شنبه ۸ آبان ۱۳۸٩
نظرات

به بهانه شکست اقتصادی فیلم های کمدی پیش پا افتاده و سینمای فقیر

دیگر هیچ بهانه ای باقی نمانده است؛ فیلم هایی که با توجیهاتی چون جذب مخاطب و رونق اقتصادی چرخه سینما سال هاست سالن های نمایش فیلم را به تسخیر خود در آورده اند، دیگر خریدار ندارند! کافی است به جدول اکران فیلم ها بنگریم تا این مهم را به روشنی دریابیم.
متأسفانه و با وجود تجربه ناموفق اکران ناگهانی و همزمان چند فیلم عوام فریب و کمدی نازل، نوبت اکران عید فطر امسال نیز به همین فیلم ها اختصاص یافت. تا آنجا که فیلم دفاع مقدسی و ارزشی «زخم شانه حوا» به کارگردانی حسین قناعت که به مناسبت سی امین سال آغاز دفاع مقدس به نمایش درآمد، فقط چهار سالن سینما را به خود اختصاص داد! اما فیلم سطح پایین و بی محتوای «یک جیب پر پول» بیش از 20 سینما را تصاحب نمود! با این حال این فیلم به فروشی کمتر از 400 میلیون تومان دست یافته که این نشان از دلزدگی مخاطبان سینما از این گونه فیلم هاست.
فیلم «یک جیب پر پول» که در دور اخیر اکران سینماهای کشور به عنوان نماینده بارز و شاخص کمدی مبتذل به نمایش درآمده، برگرفته از کلیشه های گوناگونی است که طی سال های اخیر در سلسله فیلم هایی از این دست پیش گرفته شده است. نوشتن درباره چنین فیلمی کار عبثی است، چون که این فیلم هم مانند آثار مشابهی که هر سال ده ها نمونه مانند آن را شاهد بوده و هستیم فاقد هرگونه شاخصه هنری، فنی و حتی محتوایی و نقد نویسی است و نوشتن درباره آن ها تکرار مکررات تلخ و ملال آور است. به همین دلیل تنها می توان آن ها را بهانه ای قرار داد تا از استمرار ساخت و نمایش عمومی شان، آن هم به این شکل متراکم و پر حجم انتقاد کرد. زیرا این نوع فیلم ها که در یک دهه اخیر به طور قارچ گونه ای رشد کرده و تبدیل به جریان اصلی و غالب سینمای این کشور شده اند، هیچ نسبتی با جامعه، فرهنگ، مردم، دوره و زمانه و حتی خود سینمای ایران ندارند.


«یک جیب پر پول» آخرین ساخته قدرت ا لله صلح میرزایی نیاز چندانی به توضیح و تفسیر ندارد، زیرا حرف تازه و نکته جدیدی در آن به تصویر کشیده نشده است. همان موضوعات و دستمایه هایی که در فیلم های کمدی متداول ترسیم شده اند در این اثر هم گردآوری شده است. ماجراهای شبه عاشقانه که با شوخی های دم دستی و شکلک های بازیگری چون جواد رضویان تجلی یافته از جمله ویژگی های این فیلم است. سوال این است که آیا آثاری چون «یک جیب پر پول» نماینده بارز سینما و فرهنگ ایران اسلامی هستند؟! اگر پاسخ منفی است :که قطعاً منفی است- چرا باید میدان دار اصلی هنر هفتم ایران باشند؟
اگر پیش از این نمایش پر حجم فیلم هایی چون« یک جیب پر پول به بهانه های اقتصادی و مصلحت اندیشانه انجام می شد حالا دیگر هیچ بهانه ای باقی نمانده است. دیگر نمی توان با این گونه مسائل عرصه را بر «زخم شانه حوا»ها تنگ کرد.
تنها راه چاره اجرای طرح، هدفمندسازی اکران است. مانند آنچه پیش از این تحت عنوان جدول اکران سینماها قرار بود توسط معانت سینمایی اجرا شود که با فشارهایی که از سوی برخی جریانات سینما رخ داد، انجام نگرفت. بخشی از این طرح همچنین می تواند به ساماندهی حمایت های سینمایی نیز بینجامد. به این معنا که آثار سخیف و همچنین فیلم های جشنواره ای تنها از سوی بخش خصوصی تولید شود و بیت المال به طور صد در صد به فیلم های ارزشی و استراتژیک نظام اختصاص یابد.
اکران فیلم «ملک سلیمان» که علاوه بر ویژگی های والای فرهنگی و ساختاری قابلیت بالایی هم در جذب مخاطب دارد می تواند شروع دوباره ای برای بازیابی و احیای ذائقه اصیل و حقیقی سینمای ایران باشد. باید از فرصت دلزدگی تماشاگران سینما از کمدی های پیش پا افتاده استفاده کرد و با افزایش سهم نمایش فیلم های ارزشمندی که به مخاطب خود نیز احترام می گذارند وضعیت را دگرگون کرد.