نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٩
نظرات

گفتاری از حجت الاسلام والمسلمین حجت الله مروی
ویژگی های کلاس درس آقا بحث مرجعیت هم واقعاً خودش یک بابی است. چون من از نظر کاری هم در این حوزه بیشتر انجام وظیفه می کنم، می توانم با تمام وجود، با اطمینان کامل عرض کنم که حضرت آقا هیچ رغبتی به مسئله مرجعیت و این جور مسائل ندارند. همان طور که امسال، ایام سالگرد رحلت امام (رضوان الله تعالی علیه) تلویزیون برنامه خوبی نشان داد، مجلس خبرگان و موضع گیری خود آقا نسبت به رهبری شان و اینهایی که نشان دادند، برای مردم خیلی جالب و دیدنی بود. البته ما شنیده بودیم، ولی فیلم آن را ندیده بودیم.
من این را می توانم بگویم، همان طور که حضرت آقا در مورد رهبری هیچ رغبتی نداشتند، بلکه استنکاف می کردند و قبول نمی کردند و بر ایشان تحمیل شد، در مرجعیت هم واقعاً این طور است. من هیچ رغبتی و هیچ استقبالی از ناحیه آقا نسبت به قضیه مرجعیت ندیده ام. هر وقت هم ما در این حوزه با ایشان صحبت کردیم، جوابی از ایشان نگرفتیم و استقبال نکردند و خیلی راه ندادند که ما با ایشان صحبت کنیم برای رساله، با اینکه الآن براساس برآوردی که ما داریم، شاید مقلدان ایشان در داخل کشور، تقریباً درصدر مقلدان دیگر مراجع باشد؛ یعنی شاید بیشترین جمعیت مردم از حضرت آقا تقلید می کنند، هنوز ما نتوانسته ایم ایشان را راضی کنیم که رساله بدهند. هر وقت هم صحبت کردیم، به یک شکلی شانه خالی کردند و ما را به راه های دیگری ارجاع داده اند.
واقعاً تحت فشار هستیم، از طرف مردم مورد سوال هستیم، رساله می خواهند، مسائل شرعی را می خواهند بدانند. مقلد هستند. بالاخره آقا را پذیرفتند. کسی هم آقا را به آنها تحمیل نکرده است. خودشان انتخاب کرده اند. خوب باید راه را باز کنیم، ولی می بینیم آقا راه را باز نمی کنند. استقبال نمی کنند.
این خاطره را هم عرض کنم: برای مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی که فوت کردند، حضرت آقا مجلس ختمی در مسجد اعظم قم گرفتند و یک مجلس ختمی هم در تهران، مدرسه عالی شهید مطهری. آنجا یکی از آقایان منبر رفتند. بخشی از صحبت ایشان درباره مرجعیت آقا بود. بالاخره ایشان خواست در آن فضا، بعد از فوت مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی، مرجعیت آقا را جا بیندازد. بعد که بیرون آمدیم، آقا فرمودند: «عجب منبر بدی ایشان رفت!» که فهمیدیم آقا حقیقتاً ناراحت شده اند - به خاطر اینکه این صحبت ها شده است.
یک وقت یکی از آقایان به ما گفت بالاخره در خارج از کشور، مرجعیت را به رساله می شناسند. مثلاً کشورهای خلیج فارس و کشورهای عربی، مرجع را به رساله می شناسند. مرجع، هر قدر هم ملا باشد، اگر رساله نداشته باشد، اینها او را نمی توانند بپذیرند و اکنون بسیاری از شیعیان کشورهای خلیج فارس، مقلد آقا هستند و وجوهات خوبی هم می دهند.


ما به زعم خودمان خواستیم روی همان درک و فهم محدود خودمان، یک جوری آقا را تحریک کنیم که رساله بدهند. من به ایشان عرض کردم: «بسیاری از مقلدان شما، از این شیعیان کشورهای خلیج فارس هستند و اینها وجوهات خوبی هم می دهند. اگر رساله ندهید، اینها از شما برمی گردند و به کس دیگری مراجعه می کنند و وجوهات هم دیگر نمی دهند.»
حضرت آقا فرمودند: «خوب، وجوهات ندهند. می دهند به یک مرجع دیگر، آن مرجع دیگر شهریه می دهد و در اختیار طلبه ها قرار می دهد. مگر بناست همه خیرات به دست ما انجام شود. دیگران هم خیرات انجام بدهند. این وجوهات توی جیب من که نمی رود، برای من که نیست. این مال طلبه هاست. حق این طلبه هاست. به بنده ندهند، به یکی دیگر می دهند. به یک مرجع دیگر می دهند. او هم می دهد به طلبه ها، مگر بناست همه کارهای خیر از طریق من انجام شود!»
در مورد همین وجوهات که عرض کردم، هیچ وقت حضرت آقا استفاده نکردند و عمدتاً هم خرج طلبه ها و شهریه آنها می شود. بارها فرمودند که هر وقت هر چقدر دارید، بدهید، نگه ندارید.
ما هر وقت خدمت آقا مطرح کردیم که آقا شهریه را مقداری اضافه بکنیم، چون شهریه ایشان هم فقط از وجوهات است و غیر از وجوهات نیست، برای بعضی ها این ابهام هست که آقا مثلاً پول های دیگر را به طلبه ها می دهند؛ نه، از همان روز اولی که حضرت آقا پرداخت شهریه را شروع کردند، از وجوهات بوده است. گاهی آن اوایل، کم هم می آمد، ولی تا روزی که می خواستند شهریه بدهند، به لطف خدا و عنایت امام زمان(عج)، وجوهات می رسید. یادم هست همان سال اول، یک وقت تقریباً نزدیک آخر ماه بود؛ یعنی اول ماه نزدیک بود و باید شهریه می دادند پول به حد مورد نیاز نرسیده بود. یکی از آقایان، آقای غیوری، خدمت آقا عرض می کنند که: «ما به دفتر وجوهات تان یک مقدار قرض می دهیم که شهریه کامل داده شود. بعد که داشتید، به ما برگردانید.» آقا فرمودند: «نه، ما قرض نداریم. ما همانی را که داریم، شهریه می دهیم. اگر کم آمد، خوب کمتر شهریه می دهیم. اگر زیاد آمد، بیشتر شهریه می دهیم. ما قرض نمی کنیم.»
واقعاً همیشه هم همین طور بود. آقا هیچ وقت قرض نکرده اند. الآن ما هر چه شهریه می دهیم، همه اش از وجوهات است. هیچ پولی به جز وجوهات در شهریه ما نیست. بحمدالله ما تا حالا هیچ وقت برای شهریه کم نیاوردیم و این واقعاً یکی از جاهایی است که به خوبی عنایت حضرت ولی عصر (عج) را دیده ایم. بالاخره ایشان صاحب حوزه ها هستند و ما همه خودمان را سرباز ایشان می دانیم.
حضرت آقا از سال 1369 درس خارج را شروع کردند. اول کتاب جهاد را شروع کردند، بحمدالله تمام شد. بعد بحث قصاص را شروع کردند. قصاص هم عمده اش تمام شد و اکنون چهار سال است که هفته ای سه روز بحث مکاسب محرمه را دارند. انصافاً هم درس پربار و خوب و قابل استفاده ای است. ما داریم کتاب قصاص را آماده می کنیم که ان شاءالله بتوانیم بحث قصاص را چاپ کنیم و در اختیار حوزه ها، علما و روحانیان قرار دهیم.
بالاخره نظریات جدیدی دارند و فتاوای جدید در کتاب قصاص هست که به هر صورت یک کتاب فقهی و علمی آقاست که ان شاءالله چاپ می شود.
مکاسب محرمه هم که ان شاءالله تمام شود، چاپ و منتشر می کنیم.
درس آقا ویژگی های مختلفی دارد. یکی بیان خود آقاست. بیان، خیلی مهم است. یکی از نعمت های ویژه خداوند در کنار ده ها، صدها و هزاران نعمت دیگری که خداوند به ایشان عنایت کرده، بیان بسیار روان، رسا و شیوای ایشان است.
این بیان در تفهیم مطلب و به خصوص در مباحث علمی، برای مخاطب و شنونده و شاگرد بسیار مهم و موثر است. دسته بندی مطالب هم از سوی ایشان بسیار زیباست.
بعضی از شاگردان آقا واقعاً مجتهدند، ولی می گویند ما چون واقعاً استفاده علمی می کنیم، به درس ایشان می آییم. حضرت آقا هم وقت می گذارند، مطالعه می کنند و به اقوال مختلف، تتبع در مسائل فقهی، مباحث رجالی و اصول خوب مسلطند. انصافاً این جهات علمی ایشان مقداری تحت الشعاع شرایط رهبری و وضعیت سیاسی ایشان قرار گرفته است والا جهات علمی ایشان هم جهات برجسته ای است.
همان موقع هم حضرت آقا در مشهد... درس های رسائل و مکاسب و کفایه را تدریس می کردند و درس ایشان از درس های معروف و بنام حوزه علمیه مشهد بود. آن موقع حضرت آقا شاید حدود سی، سی و پنج سال شان بود که در حوزه مشهد درس های کفایه و مکاسب ایشان، از درس های بنام حوزه بود. آن هم در سن سی و پنج سالگی، الآن هفتاد سال شان است.
یکی از ویژگی هایی که درس ایشان دارد، این است که اجازه می دهند شاگردها سر درس اشکال کنند. این یکی از امتیازهای درس های حوزه است که شاگرد، جلوی استاد اشکال و سوال و مباحثه می کند. این یک امتیاز بزرگی است.
حضرت آقا هم سر درس، اجازه می دهند و فضا هم آن قدر فضای طلبگی و حوزه ای است که اگر کسی اشکال به ذهنش می رسد، احساس نگرانی و ترس و ابهت نکند و بتواند راحت آنها را مطرح کند. این خیلی برای من جالب است. حتی بعضی ها اشکال ها و سوال های شان خیلی هم عمیق نیست، آقا به همان ها هم اجازه می دهند که صحبت بکنند، تحقیرشان نمی کنند و وسط حرف شان نمی آیند. البته ممکن است در مواردی پاسخ ندهند تا مشخص شود سوال و اشکالی که کرده اند، حرف عالمانه ای نبوده است. گاهی جلسات درس تبدیل به مناظره و مباحثه می شود. حضرت آقا چیزی می فرمایند، یک نفر اشکالی مطرح می کند. باز آقا می فرمایند، دوباره یک اشکال مطرح می شود، حاضران کاملاً آزادند. افراد راحت سوال و اشکال می کنند و آقا هم همین را می پسندند و خودشان این طور فضاهای بحث و مباحثه و نقد و نقادی را دوست دارند.