نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
نظرات


دفاع تمام قد «کن» از جنایت های رژیم صهیونیستی

کن رویکرد سیاسی جشنواره فیلم کن در شصت و چهارمین دوره آن به حدی شدت گرفت که باید اعتبار هنری آن را به طور کامل محو شده دانست. به گونه ای که جشنواره کن امسال به شدت تحت تأثیر وقایع خاورمیانه بود.
با توجه به اینکه جشنواره کن وابسته به دولت فرانسه است و از سیاست های این دولت پیروی می کند، می توان اتفاقات این دوره از این جشنواره را نشانه ای از وحشت دولت فرانسه از حوادث و تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا دانست. به گونه ای که گویی این جشنواره سعی دارد از شهرت و جایگاه خود، به عنوان ابزاری برای تبلیغ به سود منافع دولت فرانسه بهره برد.
امسال نیز جشنواره فیلم کن مانند دوره های قبل، نیم نگاهی به ایران داشت. به این ترتیب که در این رویداد از دو فیلمساز محکوم ایرانی تقدیر شد. «جعفر پناهی» و «محمد رسول اف» در حالی که به خاطر فعالیت های ضدامنیتی خود محکوم هستند، در آن جشنواره فرانسوی از آن ها حمایت شد. حتی فیلم «به امید دیدار» به کارگردانی رسول اف به رغم ضعف شدید ساختاری و محتوایی، صرفاً به دلیل ارائه تصویری تحریف آمیز علیه کشورمان، برنده بخش «نوعی» نگاه شصت و چهارمین دوره جشنواره فیلم کن شد!
اما علاوه بر این، جشنواره کن در این دوره سعی کرد بر وقایع مصر و تونس نیز تأثیر بگذارد. با توجه به اینکه دولت های سرنگون شده در این دو کشور، هردو از متحدان نزدیک دولت های غربی، ازجمله فرانسه در خاورمیانه و شمال آفریقا محسوب می شدند و جریان های ضداستعماری و اسلامگرا در مصر و تونس قابلیت قدرت گرفتن دارند، جشنواره کن هم سعی کرد تا به نوعی در این مسائل دخالت کند. به همین دلیل در میان هنرمندان تونسی، از یک فیلمساز ضد اسلامی و دارای گرایشات کمونیستی با نام «نوری بوزید» تجلیل کرد. همچنین هفته فیلم مصر هم با هدف مصادره به مطلوب انقلاب آن کشور در این جشنواره برگزار شد که با واکنش منفی هنرمندان مصری مواجه گردید.
اما علاوه بر این مسائل، دفاع از رژیم اشغالگر قدس که این روزها در اثر انقلاب های خاورمیانه و گسترش بیداری اسلامی موقعیتش به شدت تضعیف شده نیز در دستور کار جشنواره فیلم کن قرار گرفت. به طوری که از یک طرف یک فیلمساز دانمارکی به خاطر طرح یک انتقاد از رژیم صهیونیستی مجبور به ترک این جشنواره شد و از طرف دیگر یک فیلم صهیونیستی ضداسلامی در آنجا به نمایش درآمد !
جشنواره فیلم کن که مدعی دموکراسی خواهی و روشنفکری است، نتوانست یک جمله انتقادآمیز «فون تریه»، فیلمساز برجسته دانمارکی را تحمل کند و او را اخراج کرد. «تریه» در جریان یک مصاحبه در جشنواره کن گفت: «من مشکلی با جامعه یهودیان ندارم اما از وجود اسرائیل خوشحال نیستم، چراکه این کشور منبع اذیت و آزار و نگرانی است.»
او حتی بعداً نیز به رغم عذرخواهی بابت این گفته خویش نتوانست از تحریم جشنواره کن خلاصی یابد. «فون تریه» البته در واکنشی قابل توجه، تحریم شدن از سوی جشنواره فیلم کن را یک افتخار برای خود دانست و گفت: «باید بگویم اندکی به این تحریم افتخار می کنم. فکر می کنم خانواده ام نیز به این خواهند بالید.»
اما علاوه بر این برخورد، در این دوره از جشنواره کن، یک فیلم ضداسلامی به کارگردانی فیلمسازی صهیونیستی تبار نیز به نمایش درآمد. این فیلم «چشمان زنان» نام دارد و هرچند محصول مشترک فرانسه و رومانی است، اما کارگردانی آن به صهیونیستی به نام «رادو میهایلیانو» واگذار شده است. بنابر گزارش پایگاه خبری العربیه، محافل فرهنگی مسلمان حاضر در جشنواره کن اعلام کرده اند، فیلم «چشمان زنان» به آداب و رسوم کشورهای عربی و به ویژه مراکش توهین کرده است. محافل مراکشی نیز استفاده از فولکلورهای عربی و توهین به زنان را بخش دیگری از توهین های این فیلم عنوان کرده و تأکید کرده اند که با وجود فیلمبرداری «چشمان زنان» در این کشور، فیلم نماینده مردم و سینمای مراکش نیست و «رادو میهایلیانو» با سفر به فرانسه و حمایت های کن از سینماگران صهیونیست، سوءاستفاده کرده است. همچنین در صحنه ای از فیلم «چشمان زنان» بر تمرد از شوهر تأکید و به قاری قرآن توهین شده است. بنا بر این گزارش، فیلم «چشمان زنان» که در روستایی در نزدیکی شهر «اعالی» مراکش فیلمبرداری شده است، داستان زنانی است که در اثر فقر و مشکلات به همراه فرزندان خود برای آوردن آب به چشمه های دوردست می روند و مردان شان زندگی شان را در قهوه خانه می گذرانند. این زنان سپس از آوردن آب دست می کشند و از شوهران خود می خواهند که آنان آب بیاورند؛ اما با امتناع مردان، دعواهای خانوادگی در این روستا زیاد می شود. منتقدان درباره داستان این فیلم نیز گفته اند داستان «چشمان زنان» قصه ای مسروقه است که پیش از این در ترکیه رخ داده و در فیلمی قزاقی در سال 2008
البته این رفتارهای سیاسی شصت و چهارمین دوره جشنواره فیلم کن با واکنش ایران نیز مواجه شد. «جواد شمقدری» معاون سینمایی ایران در نامه ای به «ژیل ژاکوب» رئیس این جشنواره اعتراض کشورمان را اعلام کرد. او در این نامه نوشت: با سلام. در ابتدا مایل هستم شادمانی خود را از اینکه عمر جشنواره شما به شصت و چهارمین دوره خود رسیده است به سینماگران و مردم فرهنگ دوست فرانسه تبریک بگویم. حتماً خوب به خاطر دارید، جشنواره کن با هدف مقابله با فاشیست ها پا گرفت. فاشیست ها کسانی بودند که تنها خود را مستحق برخورداری از رفاه و حیات می دانستند و حاضر نبودند حضور مخالفان خود را به هیچ وجه تحمل کنند. جای تأسف دارد که امروز شاهد هستیم پس از 64 سال، رگه ای از خوی همان افراد در تصمیمات مسئولان جشنواره نمود پیدا می کند و یکی از معتبرترین فیلمسازان اروپایی که شاید پرافتخارترین فیلمساز باشد که در جشنواره کن بارها با فیلم هایش حضور یافته است، به تیغ رفتاری متعصبانه که ریشه در دوران قرون وسطایی دارد گرفتار و از جشنواره کن اخراج می شود.
جناب آقای ژیل ژاکوب! نمی دانم آزادی بیان دیگر چه مفهومی خواهد داشت. شاید لازم باشد در دایره المعارف ها مفهوم جدیدی از آزادی بیان ارائه شود و الا رفتاری که جشنواره کن با آقای «فون تریه» انجام داد و مجبورش کرد که بارها به عذرخواهی بپردازد، انسان را به یاد گالیله می اندازد که صاحبان کلیساهای قرون وسطایی با تهدید مجبورش کردند، نظریه علمی اش را که زمین کروی است، انکار کند!
جناب آقای ژیل ژاکوب! بپذیرید فارغ از آنکه نسبت به اظهارات آقای فون تریه چه نظر و دیدگاهی داریم، جشنواره کن نقطه سیاهی را در تاریخ رفتارهای خود ثبت کرد. از این دوره، ندای دفاع از آزادی در جشنواره کن، شاید شعار بی معنایی باشد که برای ترمیم آن سال ها باید تلاش کرد.
به تصویر کشیده شده است. در همین حال «بایه بوزار» هنرمند مراکشی این فیلم با ابراز برائت از این فیلم گفته است: نمی دانستم «رادو میهایلیانو» صهیونیست است و از بازی در این فیلم عذرخواهی می کنم.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩
نظرات

نگاهی به وضعیت زنان در سینمای آمریکا

هالیوود یکی از بازتاب های نوع نگاه به زن در جوامع غربی، نحوه فعالیت و نمایش زنان در سینمای آن هاست. به طوری که در هالیوود به عنوان دستگاه سینمایی آمریکا و یکی از بزرگترین سازمان های تبلیغاتی سرمایه داری، زنان دارای بی ارزشترین جایگاه هستند و بیشتر به عنوان عامل جذابیت و تزیین فیلم ها مورد استفاده قرار می گیرند. وضعیت اسفبار زنان در سینمای آمریکا بارها در رسانه های این کشور بازتاب داشته است.
به عنوان مثال روزنامه «نیویورک تایمز» چندی پیش در گزارشی نوشت: گذشته از برخی فیلم های نادر، کمتر فیلم هالیوودی را می بینیم که نقش اول آن را یک بازیگر زن به عهده داشته باشد.
نیویورک تایمز تصریح کرده بود: اندیشه حاکم بر صنعت سینمایی هالیوود این است که زنان نمی توانند کارگردانی کنند، زنان نمی توانند یک فیلم را افتتاح کنند و در کل زنان نمی توانند در رأس قرار گیرند !
به گفته این روزنامه، هم اکنون زنان زیادی در این صنعت سینمایی مشغول به کارند ولی متأسفانه شما آنها را از روی فیلمی که روی پرده است نمی شناسید، ما هم اکنون به شدت کمبود کارگردان زن داریم، تا آنجا که این آمار تنها حدود 6 درصد است.
مجله «نیویورک» نیز با این سوال که آیا زنان در موفقیت مردان در گیشه سینماهای هالیوود سهیم هستند، هم عقیده با روزنامه نیویورک تایمز، با اشاره به چندین پروژه سینمایی، به این نکته اشاره می کند که زنان در هالیوود زمانی که کمی سن شان بالا می رود، به راحتی از بسیاری از پروژه ها کنار گذاشته می شوند.
سایت سینمایی «سینماتیکال» نیز با طرح این سوال که آیا هالیوود یک صنعت سینمایی زن گریز است، نوشته بود: هم اکنون نقش زن در سینما، توسط استودیوهای هالیوود بی ارزش شمرده می شود.
یکی از معضلات ستارگان زن هالیوود، بی توجهی کمپانی های فیلم سازی به آنان پس از سپری شدن دوران جوانی آنان است.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : سه‌شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٩
نظرات

نگاهی به حواشی نمایش بزرگترین فیلم تاریخ سینمای ایران

فیلم قرآنی «ملک سلیمان» به کارگردانی شهریار بحرانی در رقابت با سایر فیلم های فصل اخیر اکران سینماها به برتری دست یافت.
درحالی که در ماه های اخیر حضور مردم در سالن های نمایش فیلم به سردی گرایید و حتی فیلم های کمدی نیز به ورشکستگی اقتصادی رسیدند، «ملک سلیمان» توانست به این فضا گرمی بخشیده و آن را بهبود نسبی دهد. به طوری که هم اکنون، این فیلم مذهبی در رأس فروش سینماهای کشور قرار دارد.
عوامل متعددی را می توان در موفقیت نسبی «ملک سلیمان» برشمرد. زیرا این فیلم دارای شاخصه های ممتاز و بی نظیری در سینمای ایران است. «ملک سلیمان» اولین فیلم دیجیتالی تاریخ سینمای ایران است که از پیشرفته ترین جلوه های ویژه سینمایی، مشابه سطح اول سینمای جهان برخوردار است. می توان این اثر را بزرگترین فیلم تاریخ سینمای ایران از منظر پروداکشن (تولید) دانست. ضمن این که اولین فیلم راهبردی سینمای ایران با مضمونی آخرالزمانی است. «ملک سلیمان» روایتی قرآنی از حکومت و مبارزات سلیمان نبی(ع) است که تصویری جامع و کامل از شرایط سیاسی و اجتماعی امروز ایران نیز ارائه می دهد. زیرا محور اصلی محتوای این فیلم، فتنه است.
به همین دلائل، با این که «ملک سلیمان» تبلیغات شهری و تلویزیونی گسترده ای ندارد، اما به دلیل تبلیغات داشتن شاخصه های تکنیکی استاندارد و والا و همچنین تطبیق محتوایی با فطرت انسانی، با استقبال خوبی از سوی مخاطبان مواجه شده است.
چنانکه نتایج نظرسنجی های مختلف نشان از رضایت بیش از 90 درصدی مخاطب از این فیلم دارد. به طوری که در آخرین نظرسنجی که توسط برنامه تلویزیونی هفت انجام شد، 57 درصد از بینندگان این فیلم را عالی و 15درصد آن را خوب توصیف کردند. همچنین براساس نظرسنجی خبرگزاری فارس 75 درصد فیلم را خیلی خوب و 8 درصد نیز آن را خوب دانستند.
نکته قابل تأمل در استقبال مردمی از «ملک سلیمان» حضور بخشی از مردم در سالن های نمایش این فیلم است که کمتر به سینما می روند، یا اصلاً نمی روند. به عبارت بهتر، این فیلم قرآنی سبب آشتی مجدد بخشی از مردم با سینما شده است.
فیلم قبلی شهریار بحرانی «مریم مقدس» نیز با آشتی موقت مردم با سالن های سینما به فروش خیره کننده ای دست یافته بود. شاید بتوان «ملک سلیمان» را پس از مریم مقدس اولین فیلم جدی سینمای ایران در یک دهه اخیر دانست که با استقبال مردمی مواجه شده است.
با این حال «ملک سلیمان» نیز با مخالفانی جدی مواجه است. این مخالفت سازمان یافته محدود به برخی کاستی ها و ضعف های ساختاری اثر نیست. زیرا در عالم هنر به ندرت می توان اثری را یافت که هیچ نقطه ضعفی نداشته باشد. وجود ضعف های اندک در یک فیلم به تنهایی دلیلی برای کارشکنی و مخالفت با یک فیلم نیست.
از این رو می بینیم که برخلاف مردم عادی که استقبال پر شور و گرمی از این فیلم نموده اند، یک جریان خاص بر ضد این فیلم عمل می کند. تا آنجا که تهیه کننده فیلم از اقدامات تخریبی بر ضد اندک تبلیغات شهری «ملک سلیمان» خبر داد و اکثر نشریات تخصصی سینمایی که در انحصار نویسندگان و منتقدان فراماسون و غربگرا هستند، با سکوت از کنار این فیلم مهم گذشتند. این نشریات با اینکه صفحات زیادی را به سایر فیلم های همزمان اکران شده با ملک سلیمان اختصاص داده اند، برای این فیلم قرآنی سهم اندکی را قائل شده اند.
در پایان این که «ملک سلیمان» نشان داد یک فیلم اگر به مخاطب خودش احترام بگذارد و ساختار قدرتمند را با محتوای متعالی در هم آمیزد، می تواند هم به رونق چرخه اقتصادی سینما کمک کند و هم موجب ارتقای آن شود.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : یکشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٩
نظرات
نگاهی به فیلم «از پاریس با عشق»

موج اسلام هراسی در هالیوود روز به روز در حال گسترش است. به طوری که دیگر باید آن را یک اتفاق عادی و قابل انتظار دانست. تا آنجا که فیلم های به ظاهر سرگرم کننده و عامه پسند هالیوودی هم رویه ضد اسلامی را در پیش گرفته اند. r>«از پاریس با عشق» به کارگردانی «پیر مورل» جدیدترین محصول سینمای آمریکا با چنین رویکردی است که در ژانر اکشن و حادثه ای تولید شده. داستان فیلم درباره تلاش یک مأمور سازمان سیا و همکارش در فرانسه برای تأمین امنیت سفر یک هیئت آمریکایی به پاریس است. او در این مأموریت از توطئه یک گروه تروریستی آگاهی می یابد. وی آنها را ردگیری می کند و می بیند که یک گروه اسلامی هستند. در ادامه حتی متوجه می شود که معشوقه اش نیز از همکاران این گروه است. در مهیج ترین بخش فیلم، مأمور آمریکایی و همکارش یکی از اعضای گروه اسلامی را درحالی که قصد دارد با عملیات استشهادی هیئت آمریکایی را از بین ببرد، نابود می کنند. اما این پایان کار نیست. در محل حضور گروه آمریکایی نیز معشوقه اش را می بیند که با لباس مبدل و بستن کمربند انفجاری به آنجا آمده، اما در آخرین لحظه و قبل از این که آن دختر دکمه انفجار را فشار دهد، مأمور آمریکایی احساساتش را زیر پا می گذارد و او را می کشد.
«از پاریس با عشق» یک فیلم زیر متوسط محسوب می شود که به جز صحنه های حادثه ای و زد و خوردهایش، از نظر تکنیکی و هنری حرف دیگری برای گفتن ندارد. فیلمنامه این اثر نیز برمبنای یک فرمول تکراری و بارها به تصویر کشیده شده، شکل گرفته است. به طوری که محور آن توطئه های یک گروه خرابکار برای آسیب زدن به غرب و مقابله مأموران غرب با آنهاست. روایتی که در بسیاری از فیلم های هالیوودی به تصویر کشیده شده است. از جمله سریال «24» ، «سیریانا» و ... البته فیلمنامه دچار ضعف های زیادی هم هست. به عنوان نمونه صحنه پایانی فیلم که دختر با کمربند انفجاری در محل گردهمایی سیاستمداران آمریکایی حضور پیدا می کند. این درحالی است که در این گونه برنامه ها معمولاً حضار و شرکت کنندگان مورد بازرسی و کنترل قرار می گیرند، اما در این فیلم یک تروریست به سادگی وارد چنین محلی می شود.

تصویر سازی مسلمانان

پیر مورل در فیلم پیشین خودش «ربوده شده» هم به تطهیر سربازان مخفی آمریکا - نیروهای سازمان سیا- و در مقابل، سیاه نمایی مخالفان ایالات متحده پرداخته بود. در «از پاریس با عشق» هم مثل فیلم قبلی، مسلمانان و به طور کلی شرقی ها به عنوان موجوداتی تبهکار ، عامل فساد و هرزگی و جنایت به نمایش در آمده اند. تا آنجا که فیلم این گونه القا می کند که، در کشورهای غربی، این شرقی ها هستند که باعث ناامنی و آسیب های اجتماعی هستند. حتی در آن ادعا می شود که خانه های فساد در پاریس از سوی شرقی ها اداره می شوند.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : چهارشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٩
نظرات

آسیب شناسی انتشار سریال در شبکه نمایش خانگی

مدتی است که با پدیده جدیدی در فرهنگ کشور روبه رو هستیم؛ انتشار سریال در فروشگاه ها و سوپرمارکت ها، اتفاق بی نظیری است که در ماه های اخیر در عرصه فرهنگی ایران به وقوع پیوسته است. به این معنی که برای اولین بار سریال هایی نه برای نمایش در تلویزیون، بلکه فقط برای توزیع در فروشگاه ها تولید شده اند. >این روال که به شبکه نمایش خانگی معروف است تا چند ماه پیش به فیلم های سینمایی محدود می شد. معمولاً فیلم ها چند ماه پس از اکران در سالن های نمایش فیلم، راهی فروشگاه ها می شوند. برخی فیلم ها هم که به هر دلیلی امکان رفتن روی پرده سینماها را نمی یابند، به شبکه نمایش خانگی راه می یابند. اما حالا به جز فیلم های سینمایی، سریال هایی هم که مخاطب آن ها در اصل خانواده ها هستند به صورت هفتگی وارد مغازه ها می شوند.
شبکه نمایش خانگی تا حدود یک سال پیش منحصر به مراکز خاصی بود که به طور اختصاصی آثار سمعی و بصری دارای مجوز قانونی یا به اصطلاح مجاز را عرضه می کردند. اما از سال 88 این شبکه به فروشگاه های محصولات عام یا همان سوپرمارکت ها گسترش یافت. به طور کلی هدف از گسترش شبکه نمایش خانگی و ارائه حجم انبوه فیلم های مجاز در دسترس مردم، مقابله با فیلم های غیر مجاز بوده است. ورود نا به هنگام مجموعه های نمایشی دنباله دار به سوپرمارکت ها نیز با چنین انگیزه ای عملی شد. به عبارت بهتر، هدف مسئولان از پذیرفتن این کار این است که از یک طرف عرصه را بر شبکه قاچاق فیلم تنگ تر کنند و از طرف دیگر مخاطب دلزده از برنامه های صدا و سیما را به جای ماهواره ها، به سمت این محصولات بکشانند. البته این جریان فقط دربرگیرنده محصولات ایرانی نیست و سریال های خارجی که غالباً دارای مضامینی سیاسی و در راستای اهداف دولت های غربی هستند را نیز شامل می شود.
اما آیا آنچنان که هدف گذاری شده، این جریان به مقابله با هجوم های فرهنگی می انجامد و مصونیت فرهنگی را در پی دارد؟ ورود سریال به شبکه نمایش خانگی دارای چه عوارضی است و چگونه می توان جلوی این عوارض را گرفت؟
مسئله این است که روال عادی و مرسوم تولید و نمایش سریال در چارچوب صدا و سیما بوده است. این رسانه ملی بر اساس معیارها و سیاست هایی منبعث از اهداف و ارزش های نظام، موظف به تولید برنامه، از جمله مجموعه های نمایشی است. به طور مثال، یکی از این معیارها صیانت از حجاب اسلامی است که برخلاف سینما، صداوسیما در آن موفق شده است.
همچنین برنامه های این رسانه ملی همراه با نظارت و حفاظت های خاصی روی آنتن می رود. هرچند نمی توان منکر بسیاری از نقاط ضعف و کاستی ها، به خصوص درباره سریال های سیما شد، اما به دلیل مذکور فضای صداوسیما نسبت به سایر رسانه های عمومی داخل و خارج از کشور، از درجه اعتماد بالاتری برخوردار است. بدون شک خانواده های ایرانی، به این که فرزندانشان برنامه های سیما را تماشا کنند خاطر جمع ترند تا این که از محصولات رسانه ای خارج از این رسانه.
نکته دیگر این است که صداوسیما به خاطر انتسابش به نظام دارای تعهدات و رسالتی مشخص است. از این نظر در برنامه های صدا و سیما : با همه نقاط ضعف و قوت- نوعی همنوایی با قانون، منافع ملی، ارزش های جامعه و اهداف نظام وجود دارد. به عنوان مثال تولیدکننده فیلم هایی که مقصدشان سوپرمارکت است، نسبت به رعایت تام و تمام پوشش و بسیاری از جوانب و شئونات حساسیت ندارند. بلکه رعایت برخی حداقل ها را کافی می دانند. اما شخصی که برای صداوسیما فیلم می سازد می داند که برای رساندن اثرش روی آنتن باید شئونات اخلاقی و قانونی را به طور کامل مراعات کند.
همه این مسائل باعث مسئولیت پذیری رسانه ملی شده و این رسانه از آنجاکه در قبال کاستی ها باید پاسخگو باشد، آثار خود را به صورت مدیریت شده تری عرضه و پخش می کند.
اما بزرگترین خطر شبکه نمایش خانگی، فقدان چنین مدیریتی است. تولیدکنندگان محصولاتی که هدفشان وارد شدن به سوپرمارکت هاست بسیاری از الزامات فرهنگی، ایدئولوژیک و اخلاقی را برای خود قائل نیستند.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩
نظرات

تداوم درگیری های لفظی میان مدیریت خانه سینما و معاونت سینمایی وزیر ارشاد در هفته های گذشته با واکنش سینماگران، اهالی فرهنگ و حتی سیاست همراه شد. مشکل اساسی، دور شدن خانه سینما از هویت اصلی اش به عنوان یک نهاد صنفی و تغییر عملکرد آن به یک محفل سیاسی ضد دولت است. این دعوا با برگزاری پرحاشیه و سیاسی چهاردهمین جشن خانه سینما اوج گرفت و نامه نگاری های تند دو طرف آن را تعمیق کرد.

اتفاقی که با انتشار لیست های حمایت از مدیرعامل خانه سینما از سوی روابط عمومی این خانه به آن دامن زده شد. مدیریت خانه سینما درحالی اقدام به این کار نموده که اصلاً چنین چیزی در هیچ جای دنیا رسم نیست که یک مدیر، در پاسخ به انتقادات صورت گرفته از سوی منتقدانش اسامی هواداران خودش را منتشر کند! زیرا این گونه حمایت ها در واقعیت امر، تغییری را ایجاد نمی کند. لیست های حمایت گروهی از سینماگران محترم کشور از مدیرعامل خانه سینما نه تنها سرپوشی بر ضعف ها و اشکالات این مدیریت نیست که موجب ایجاد شکاف و تفرقه میان سینماگران کشور می شود. در واقع این برنامه به جای این که عاملی برای احیای وجهه مدیریت خانه سینما باشد، نقطه ضعفی است که به کارنامه این مدیریت اضافه شده است. شاهد مثال نیز خوشحالی مخالفان نظام از این کارهاست. به طوری که حتی شبکه ضد ایرانی «بی بی سی فارسی» نیز که با هدف تفرقه افکنی میان ایرانیان فعالیت می کند به استقبال از رفتارهای مدیریت خانه سینما رفت و در برنامه های خود از آن حمایت نمود. سایت «رادیو فردا» نیز که از ارگان های وابسته به سازمان سیا محسوب می شود، با تحسین اقدام گروهی از سینماگران در انتشار لیست حمایت از مدیرعامل خانه سینما به خبرسازی در این مورد دست زد.

اما در مقابل، برخی سینماگران متعهد کشورمان در گفت و گوهایی به انتقاد شدید از مدیریت خانه سینما پرداختند. نکته قابل تأمل در سخنان این سینماگران اشاره به سابقه حضور محمد مهدی عسگرپور مدیر فعلی خانه سینما در مدیریت سینمایی دولت موسوم به اصلاحات است. دوره ای که سینمای ایران به ضعیف ترین وضعیت خودش رسید و امنیت شغلی اهالی این عرصه به شدت محدود شد. در دوره ای که عسگرپور مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی بود، سینمای کشورمان دچار بی عدالتی گسترده ای شد و امکانات و فرصت های این عرصه در انحصار عده ای خاص قرار گرفت. غالب افرادی هم که امروز نامشان در لیست حامیان عسگرپور وجود دارد از جمله افرادی بودند که در دوره اصلاحات بیشترین فرصت کار را یافتند.

این در حالی است که مدیریت فعلی سینمای کشور علی رغم برخی نقاط ضعف و کاستی ها، بیشترین تلاش را برای توزیع عادلانه این فرصت ها در پیش گرفته است. شاهد مثال آن نیز فیلمسازی بسیاری از کارگردان های مهجور و مظلوم در سال های گذشته در جریان تولید در دوره کنونی است.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : شنبه ۸ آبان ۱۳۸٩
نظرات

به بهانه شکست اقتصادی فیلم های کمدی پیش پا افتاده و سینمای فقیر

دیگر هیچ بهانه ای باقی نمانده است؛ فیلم هایی که با توجیهاتی چون جذب مخاطب و رونق اقتصادی چرخه سینما سال هاست سالن های نمایش فیلم را به تسخیر خود در آورده اند، دیگر خریدار ندارند! کافی است به جدول اکران فیلم ها بنگریم تا این مهم را به روشنی دریابیم.
متأسفانه و با وجود تجربه ناموفق اکران ناگهانی و همزمان چند فیلم عوام فریب و کمدی نازل، نوبت اکران عید فطر امسال نیز به همین فیلم ها اختصاص یافت. تا آنجا که فیلم دفاع مقدسی و ارزشی «زخم شانه حوا» به کارگردانی حسین قناعت که به مناسبت سی امین سال آغاز دفاع مقدس به نمایش درآمد، فقط چهار سالن سینما را به خود اختصاص داد! اما فیلم سطح پایین و بی محتوای «یک جیب پر پول» بیش از 20 سینما را تصاحب نمود! با این حال این فیلم به فروشی کمتر از 400 میلیون تومان دست یافته که این نشان از دلزدگی مخاطبان سینما از این گونه فیلم هاست.
فیلم «یک جیب پر پول» که در دور اخیر اکران سینماهای کشور به عنوان نماینده بارز و شاخص کمدی مبتذل به نمایش درآمده، برگرفته از کلیشه های گوناگونی است که طی سال های اخیر در سلسله فیلم هایی از این دست پیش گرفته شده است. نوشتن درباره چنین فیلمی کار عبثی است، چون که این فیلم هم مانند آثار مشابهی که هر سال ده ها نمونه مانند آن را شاهد بوده و هستیم فاقد هرگونه شاخصه هنری، فنی و حتی محتوایی و نقد نویسی است و نوشتن درباره آن ها تکرار مکررات تلخ و ملال آور است. به همین دلیل تنها می توان آن ها را بهانه ای قرار داد تا از استمرار ساخت و نمایش عمومی شان، آن هم به این شکل متراکم و پر حجم انتقاد کرد. زیرا این نوع فیلم ها که در یک دهه اخیر به طور قارچ گونه ای رشد کرده و تبدیل به جریان اصلی و غالب سینمای این کشور شده اند، هیچ نسبتی با جامعه، فرهنگ، مردم، دوره و زمانه و حتی خود سینمای ایران ندارند.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩
نظرات

شهید بابایی

سریال «شوق پرواز» یدالله صمدی

سعید نیک‌پور، الهام حمیدی، ستاره اسکندری، افسانه بایگان بازیگران اصلی این مجموعه میباشند. مدیر عامل موسسه فرهنگی هنری شاهد خبر داد: مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز» به کارگردانی یدالله صمدی با محوریت زندگی سرلشگر شهید عباس بابایی از 29 خرداد ماه ‌خورده است.

به گزارش ایسنا، ناصر دهقانی پوده گفت: پس از پایان یافتن مرحله پیش تولید و هم چنین عقد قرار داد و مشخص‌ شدن عوامل این مجموعه، کار تصویربرداری آن در ماه های گذشته آغاز گردید. دهقانی تصریح کرد: فرهاد توحیدی، حسین تراب نژاد و مهدی محمدیان نژاد نویسندگان این مجموعه بوده و با توجه به تعداد لوکیشن ها و حجم پروژه، تصویربرداری حدود شش ماه بطول می انجامد. مدیر عامل موسسه فرهنگی هنری شاهد افزود: لوکیشن های این مجموعه در شهر های قزوین، اصفهان، دزفول، بوشهر، مکه و یک کشور اروپایی است. وی درباره بازیگران اصلی این مجموعه تلویزیونی 13 قسمتی گفت: الهام حمیدی ،ستاره اسکندری،افسانه بایگان،سعید نیکپور،بهمن زرین پور ،مهران رجبی، مینا جعفر زاده و حسن جوهرچی از بازیگران اصلی این سریال هستند.

گفتنی است «شوق پرواز» روایت زندگی سرلشگر خلبان عباس بابایی معاون عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است که پانزدهم مرداد ماه سال 1366 به هنگام بازگشت از یک ماموریت برون مرزی هدف گلوله ضد هوایی قرار گرفت و به درجه رفیع شهدات نائل آمد. مدیرعامل موسسه فرهنگی و هنری شاهد گفت: سریال شهید بابایی با عنوان «شوق پرواز» آبان ماه جاری آماده پخش می‌شود.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٩
نظرات

i filmعصر پنجشنبه در مراسمی با حضور عزت الله ضرغامی مدیرعامل، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، موسوی مقدم قائم مقام‌ و جمعی از معاونان و مدیران صداوسیمای جمهوری اسلامی برگزار شد، شبکه عرب زبان «آی فیلم» که بطور 24 ساعته فیلم و سریال های ایرانی پخش می کند و از ماهواره های نایل ست و عرب ست قابل دریافت است،‌ فعالیت خود را آغاز کرد. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جمع مدیران صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ابزار هنر و سینما را بهترین وسیله تاثیرگذار بر افکار عمومی دنیا دانست.

 سیدمحمد حسینی، در مراسم راه اندازی شبکه «آی فیلم» در ساختمان «پرس تی‌وی» با بیان اینکه ابزار سینما و هنر،‌ مناسب‌ترین وسیله برای زدودن افکار و القائات نادرست کشورها از چهره ایران اسلامی است،‌ افزود:‌ باید تلاش کرد تا توطئه اسلام هراسی و ایران هراسی که دشمن بطور جدی آن را دنبال می کند را با ارائه آثار مناسب و نشان دادن روحیه لطیف مردم ایران، خنثی کرد. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی راه اندازی شبکه فیلم و سریال های تولیدی ایران به زبان عربی (آی فیلم) در آستانه عید سعید فطر، را موجب پیوند هر چه بیشتر میان ایران اسلامی و مردم مسلمان و عرب زبان در کشورهای مختلف اعلام کرد.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٩
نظرات

نگاهی به تصویر زن در سینما و تلویزیون غرب

رضا فرخى       

رسانه های غربی همیشه یکی از ابزارهای نظریه پردازان و سیاستگذاران غرب بوده و هماهنگی بسیار زیادی بین سیاست های استعماری غرب و این رسانه ها و در رأس آنها سینمای غربی و به ویژه هالیوود است. به گونه ای که رسانه ها برای عملی شدن سیاست ها و نظریه ها جوسازی کرده و سعی نموده اند شرایط لازم را فراهم نمایند.

اما یکی از زمینه هایی که همیشه سینما و رسانه های غرب در آن نقش فعالی داشته اند و بی شک یکی از پایه های اصلی اجرای آن بوده اند بحث حضور زنان درجامعه و به طور کلی جایگاه زنان در جامعه و افکار انسانی است.این موضوع به ویژه از زمانی جدی تر شد که که جنبش های فمینیستی در غرب شکل گرفت؛ جنبش هایی که فصل جدیدی برای سوء استفاده از زنان فراهم آورد. این فریب آنقدر پنهان بود که در آغاز به نام حمایت از حقوق زنان ، بسیاری را جلب کرد، اما در همین حین به دلیل حمایت سیاسیون غربی از این جنبش ها نقش آنها روز به روز در رسانه ها و سینما پر رنگ تر شد. به گونه ای که فضای بسیار خوبی برای تبلیغات افکار آنها در رسانه ها به وجود آمد. درحالی که همزمان با افزایش تبلیغات پر زرق و برق حمایت از زنان در رسانه های غربی، استفاده از زنان در کانال های مختلف تلویزیونی و ماهواره ای برای تبلیغات پست ترین چیز ها هم بیشتر می شد. وسایل بهداشتی، پوشاک، مواد غذایی، وسایل خانگی و ... اینها تنها بخشی از سوء استفاده از زنان در رسانه های غربی بوده است.

البته این آغاز راه بود چرا که بعدها هالیوود این ابزارگرایی را به اوج خود رساند، به گونه ای که پس از مدتی همزمان با استفاده از زنان نیمه عریان در تبلیغات مواد بهداشتی، زنان به نقش اول و ابزار اصلی فیلم های مستهجن هالیوودی تبدیل شدند. جالب اینجا بود که در تمام این چند سال که این ابزارگرایی به صورت تصاعدی جهش داشت، هیچ یک از گروه های فمینیستی به دلیل خواست سیاستگذاران غربی نسبت به این موضوع اعتراض نکردند. چرا که به طور کلی فمینیسم شیوه ای جدید برای سوء استفاده از زن بوده است. با این حال بعضی از افراد روشن بین و اندیشمندان رسانه ای واقع گرا در غرب در همین سالها به مضحکه تصویر زنان در رسانه های غربی واکنش منفی نشان دادند. فحوای کلام آنها این بود که «تصویر زنان به وسیله رسانه ها در حال تفاوت است و آن هم اینکه تصویر یک مادر که در گذشته به عنوان سرچشمه مهر و عطوفت بود امروز در رسانه ها به هرزه ای برای تبلیغ شامپو و کرم و...تبدیل شده است .آیا این نشانه پیشرفت در حقوق زنان است؟»


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٩
نظرات

در حالی که مجموعه تلویزیونی «مسیح» به کارگردانی نادر طالب زاده به مناسبت ماه مبارک رمضان در چند شبکه عربی به نمایش درآمده بود ، با واکنش تند برخی سیاستمداران آن کشورها مواجه شد. به طوری که از ادامه نمایش این سریال در آن شبکه ها ممانعت به عمل آمد.
در روزهای نخست ماه رمضان ، این سریال ایرانی در دوشبکه المنار و ان بی ان ، متعلق به شیعیان لبنان پخش می شد که ناگهان با اعلام انتقاد مسیحیان آن کشور به نحوه نمایش آن پیامبر، از ادامه نمایش این سریال ایرانی جلوگیری به عمل آمد.
اما این حرکت به لبنان محدود نشد و در کشور تونس نیز اتفاق مشابهی رخ داد. به طوری که رسانه ها اعلام کردند نمایش سه سریال ایرانی به نام های «یوسف پیامبر» ، «مریم مقدس» و «مسیح» در شبکه های تلویزیونی تونس با اعتراض گروهی از وکلای آنجا مواجه شده است.
این وکلای تونسی در نامه ای به شیخ عثمان بطیخ (مفتی تونس) این سه سریال ایرانی را توهین به انبیای الهی معرفی کردند و خواستار جلوگیری فوری از نمایش آنها شدند. وکلای تونسی فیلمبرداری فیلم های «یوسف پیامبر»، «بشارت منجی» و «مریم مقدس» را که توسط شبکه های تونسی در حال پخش بود، خلاف اصول دانسته اند. به این معنی که در این سریال های ایرانی چهره انبیای الهی نمایش داده شده و از نظر آنها این کار نوعی هنجارشکنی است.
اما نکته ای که باعث می شود این اعتراضات را سیاسی بدانیم این است که در همین کشورها بارها فیلم هایی بسیار موهن به نمایش درآمده و گروه های مذکور نسبت به آنها هیچ اعتراضی نکردند. حتی فیلم «مسیح» در جشنواره فیلم مذهب امروز و از سوی کلیسای مرکزی کاتولیک های جهان مورد تقدیر قرار گرفته بود.
نکته مهم این است که کارشکنی در پخش این سریال ایرانی در لبنان با دخالت مستقیم گروه های مخالف حزب الله انجام شد. سایت خبری زمان گزارش داد ، هواداران جریان 14 مارس «مخالف حزب الله» به رهبری سعد الحریری در اعتراض به پخش این سریال در برابرکلیسای کاتولیک بیروت تجمع کردند.


نویسنده : مهدی نوری
تاریخ : سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٩
نظرات

یکی از موضوعاتی که رسانه ها و به ویژه سینمای غرب درآن تبحر خاصی دارند تحریف مفاهیمی است که در زندگی اجتماعی انسانها نقش مهمی دارند .

غربی ها همچنان که در عرصه سیاسی به تحریف واژه های مثبتی چون صلح ، حقوق بشر و دموکراسی پرداخته اند ، در عرصه فرهنگی هم به جابه جایی مفاهیم دست می زنند.

کافی است برای نمونه کمی به فیلم های اجتماعی و دراماتیک غرب نگاهی بیندازیم. در تمام این فیلم ها واژه های اصیل و مثبت که در ادیان آسمانی تعریف مشخصی دارند به شدت تحریف شده و وارونه جلوه یافته اند. به عنوان مثال در اکثریت آثار سینمایی رمانتیک غربی، واژه هایی مانند محبت، عشق و دوست داشتن ، به روابط نامشروع و غیر اخلاقی و حتی خیانت تنزل پیدا کرده است.

برای فهم بهتر این تهاجم اخلاقی می توانیم به فیلم پرفروش «تایتانیک» نگاهی بیندازیم؛ تمام داستان فیلم حول خیانت شخصیت اول زن داستان به همسرش می چرخد، به گونه ای که فیلم آنقدر این خیانت را با زرق و برق علاقه و دوست داشتن می آراید که بعضی بینندگان آن باور می کنند که این رابطه، انسانی و اخلاقی است. درحالی که این موضوع در خود آیین مسیحیت هم به شدت محکوم شده است.

اما این موضوع تنها به این فیلم محدود نشد ، بلکه در سال 1998 این مسئله به شکل بسیار وقیحانه تری در فیلم(UNFAITIFUL) ترسیم شد. به طوری که در آن سعی شده ماجرای خیانت با آهنگ های رمانتیک بی محتوا آمیخته شده و تصویر زیبا از آن ارائه شود.