کوچک ترین و آخرین سرباز!

حسین(ع) در آخرین شب حیات طیبه اش در شب عاشورا وقتی برای آخرین بار تهدید می شود که یا تسلیم شود و یا اینکه کشته می شوی، چگونگی استقامت بر موضع حق را به حق جویان عالم آموخت آن زمان که در پاسخ حرامیان یزیدی فرمود: «والله لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل ولا افر فرار العبید.» به خدا قسم که من هرگز نه دست ذلت به شما می دهم و نه مثل بردگان فرار می کنم، مردانه مقاومت می کنم تا کشته شوم.

متنبی شاعر معروف عرب درسی را که از این آموزه می گیرد اینگونه به نظم در آورده است:
و اذا کانت النفوس کبارا
تعبت فی مرادها الأجسام
هنگامی که روح بزرگ شد، جسم در به دنبال درآمدنش به زحمت می افتد.
زمانی که دشمن این مواضع را از حسین(ع) دید احساس حقارت و زبونی کرد و برای جبران و به زانو درآوردن امام(ع) مظلوم ناجوانمردانه یارانش را به شهادت رساند، اما بر خلاف تصور دشمن لحظه به لحظه و با شدت یافتن مصیبت های امام(ع) آثار بزرگی روح اش بیشتر آشکار می شد. دشمن به مرز جنون رسیده بود، آخرین و کوچکترین سرباز حسین(ع) را هدف قرار داد تا جنگ عاطفه و احساس را در کنار جنگ حماسه و منطق نیز به حسین(ع) ببازد.

امام(ع) در برابر دیدگان مبهوت کوفیان آخرین پرده از نمایش قدرت روح بلندش را به نمایش در آورد و خون آن شیرخوار را به سمت آسمان پاشید و گفت: «هون ما نزل بی انه بعین الله تعالی» چون در برابر دیدگان خداوند است تحمل این ددمنشی برایم آسان است. با این بیان اعجاب آور و غیرقابل باور به واقع سپاه کوفه نابود شد و همه چیزش را از دست داد و پذیرای ننگ ابدی شد. این سان بود که خون گلوی شیرخوار حسین(ع) به سند حقانیت و مظلومیت امامی تبدیل شد که به انسانیت آبرو و اعتبار بخشید و راه سعادت و رستگاری در دشوارترین موقعیت ها را به انسان آموخت.

رضا گرمابدرى

/ 0 نظر / 51 بازدید